X
تبلیغات
جامعه شناسی انحرافات (آسیب شناسی اجتماعی - رسانه های جمعی و انحراف اجتماعی

جامعه شناسی انحرافات (آسیب شناسی اجتماعی

آشنایی با جامعه و انحرافات اجتماعی

رسانه های جمعی و انحراف اجتماعی

مقدمه

امروزه شاید اطلاعات و آنچه رسانه‎های همگانی در زمینه‎های مختلف اجتماعی و سیاسی عرضه می‎دارند از جمله گرانبهاترین موضوع در جوامع انسانی باشد. برخی نظریه‎پردازان ارتباطات بر این اعتقادند که اهمیت این امر تا به آنجاست که امروزه اختیار جهان تنها در دست کسی است که نفوذ قابل ملاحظه‎ای بر رسانه‎ها دارد. از این رو هر کشور به فراخور و ظرفیت رسانه‎های گروهی خود سعی دارد همه چیز را از این طریق و به شیوه‎ دلخواه و متناسب با آمال و آرزوهای خود منعکس و اداره نماید. در عصری که فرا ارتباطات نامیده می‎شود و زندگی روزمره مردم با تمام وجود متأثر از چنین روشی است، به سختی می‌توان منکر متغیری چنین قدرتمند در عرصه‎ زندگی بشر گردید.

بی‎توجهی به این مهم می‎تواند جوامع را در معرض رکود و عقب‎ماندگی جدی قرار دهد، به گونه‎ای که حتی بسیاری از صاحب‎نظران تحولات اجتماعی قائل به تغییرات بسیار جدی و بنیادین در عرصه‎ زندگی اجتماعی بشر و فرهنگ جوامع در آینده‎ای نه چندان دور می‎باشند. در این میان رسانه‎ها به عنوان یکی از مهمترین نمادهای این تحول عظیم در عرصه‎ زندگی بشر رفته رفته نقش و جایگاهی استراتژیک و پیچیده به خود گرفته و به عنوان عاملی سرنوشت ساز و تعیین کننده در انتخاب انسان امروز مطرح شده‎اند. با تمام تعاریف و الزامات شمرده شده نباید زوایای منفی ناهنجار و مشکل‎ساز آن را نیز از نظر پنهان کرد، چرا که غفلت از آن می‎تواند سبب تغییرات ناخواسته و حتی تهدید‎کننده‎ای بر ارزشها و فرهنگ جوامع گردد

امروزه رسانه‎های جمعی یکی از پیچیده‎ترین عناصر قابل طرح در انحرافات اجتماعی هستند. دقیق‎تر آن که فرهنگ سنتی اکثر جوامع دستخوش تغییر و تحول شده و همه تا حدودی متأثر از آنچه فرهنگ واحد جهانی نام گرفته است، شده‎اند. بدون تردید رسانه‎های قدرتمند و فعال در جهان تمام سعی و تلاش خود را جهت مسخ فرهنگ جهانیان و دیکته نمودن الگوها و هنجارهای مورد نظرشان بکار گرفته‎اند. تکنولوژی‎های جدید نظرات سلطه‎ فرهنگی را افزایش می‎دهد و با مظاهر فریبنده‎ خود جوامع تحت سلطه را مدهوش فرهنگ مبتذلشان می‎کنند.

که این امر ناشی از سرمایه‎گذاری بسیار و برنامه‎ریزی دقیق آنان در جهت بی‌هویت کردن کشورهای تحت سلطه است. وسایل ارتباط جمعی در ذهن و فکر مردم عقاید ، ارزش‎ها و هنجارهای خاصی را توسعه داده یا تثبیت می‌کنند. رسانه‎های جمعی معمولا ارزش‎های کلان جامعه و جنبه‎های هنری خرده‎فرهنگ‎ها را به مردم عرضه می‎دارند. مثلا در بسیاری از فیلم‎ها و همچنین تلویزیون تأکید بر ارزش‎های کلانی چون میهن پرستی و مسایل دینی فراوان دیده‎ می‎شود.

در طول تاریخ، هر جامعه ای برای قاعده مندی رفتاراعضایش، هنجارهایی را تعریف و نهادینه كرده و آنها را به رعایت آن قواعد و هنجارها ملزم نموده و در برابر تخلف و سرپیچی از آنها نیز واكنش نشان داده و مجازات هایی را تعیین كرده است.

متفكران اجتماعی و جامعه شناسان نیز جهت كاهش هنجارشكنی افراد جامعه، به بررسی علل و عوامل مؤثر در انحرافات و بروز كجروی های اجتماعی پرداخته اند و در عصر ارتباطات به تأثیر رسانه ها و وسائل ارتباط جمعی در كنترل و یا گسترش انحرافات اجتماعی اشاره كرده اند. بر این اساس، تبیین كاركردهای مثبت و منفی رسانه ها در این زمینه ضروری می نماید.

رسانه های جمعی

رسانه های جمعی به تمام ابزارهای غیر شخصی ارتباط گفته می شود كه به وسیله آن، پیام های دیداری و یا شنیداری به طور مستقیم به مخاطبان انتقال می یابند، تلویزیون، رادیو، سینما، اینترنت، ماهواره و مجلات، كتب و... در زمره رسانه های جمعی محسوب می شوند.

ژودیت لازار در مورد اهمیت و نقش رسانه ها می گوید: رسانه ها نقش های متعددی را در حیات اجتماعی به عهده دارند، از جمله اینكه صحنه ای را ایجاد می كنند كه حیات سیاسی در آن به نمایش گذاشته می شود، فرهنگ بال می گستراند، مدها جولان می دهند، سبك های تازه و هنجارهای زندگی رخ می نمایند.

3) كاركرد

كاركرد عبارت است از حاصل یا نتیجه نوعی وجود یا عمل( حركت) اشخاص یا اشیاء و از جمله پدیده های لمس ناپذیری چون الگوهای فرهنگی، ساختارهای گروهی و نگرش ها.

ویلیام اسكیدمور معتقد است بهترین راه برای فهمیدن این واژه، در نظر گرفتن آن به عنوان یك اثر است و فونكسیون هر عملی، اثر آن است.

مرتن نیز كاركردهای اجتماعی را به كاركردهای آشكار و پنهان و كاركردهای مثبت و منفی تقسیم كرده است، تا این تلقی بوجود نیاید كه آثار اجتماعی یك رفتار یا نهاد اجتماعی، الزاما از آثار آشكار و مثبت جامعه حكایت می كند.

بیان انحرافات اجتماعی از رسانه ها اثرات و كاركردهای اجتماعی مثبتی دارد كه به مهمترین آنها می توان اشاره نمود:

کارکرد مثبت

1) اطلاع رسانی و هشدار

یكی از كاركردهای اساسی رسانه ها اطلاع رسانی از وقایع است كه در محیط اجتماعی واقع می شود. پیشرفت شگفت انگیز وسائل ارتباط جمعی درقرن حاضر جهان را به دهكده كوچكی تبدیل كرده است كه انسان ها امكان اطلاع یابی از همه وقایع و حوادث جهان را به طور سریع و جامع دارند. در عصر ارتباطات هیچ حادثه ای هر چند در دورترین مناطق جهانی باشد- منحصر به یك منطقه جغرافیایی نیست و از این رو سه ویژگی ، فرا زمانی، فرا مكانی و سرعت فوق العاده از خصیصه های وسائل ارتباط جمعی است. امروزه تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان ها در رسانه ها رسوخ كرده و از خصوصی ترین رفتار انسان ها تا بزرگترین تغییرات نهادهای اجتماعی وساختارهای فرهنگی و سیاسی از طریق رسانه ها ارائه می شود.

رسانه های جمعی با شناخت آسیب های مختلف اجتماعی و گزارش آن به كنش گران اجتماعی، نسبت به گسترش نابهنجاری های اجتماعی هشدار می دهند و بدین ترتیب كنش گران اجتماعی را از نوع رفتارها و خرده فرهنگ های كجرو آگاه می كنند تا بر اساس ارزش ها و هنجارهای مورد پذیرش جامعه حركت كنند و در دام این گونه خرده فرهنگ ها قرار نگیرند. لذا رسالت رسانه ها ایجاب می كند كه ابعاد، نوع و كیفیت شكسته شدن هنجارها و ارزش های اجتماعی را منعكس نمایند تا اعضای جامعه بتوانند، با درك همه جانبه آنها ضمن حفظ خود از ارتكاب انحرافات اجتماعی، از شكسته شدن هنجارهای مقبول جامعه جلوگیری نمایند.

وسائل ارتباط جمعی می توانند با بهره گیری از شگردهای تبلیغی و آفرینش های هنری، نفرت و زشتی تزلزل باورها و ارزش های ملی و دینی را به مخاطبان خود القا كنند. بر این اساس، یكی از وظایف و كاركردهای مهم رسانه ها ، آگاه سازی و اطلاع رسانی عمومی است. یعنی اطلاع رسانی در مورد وقوع جرائم و انحرافات اجتماعی و كیفیت وقوع و ابعاد و راه های لغزش افراد به سوی كجروی و هنجارشكنی و در بعد دیگر ایجاد نفرت از وقوع انحرافات و جرائم اجتماعی.

كارگزاران رسانه های جمعی می بایست با حساسیت ویژه ای، از ارزش های عام و هنجارهای نهادینه شده اجتماعی پاسداری نمایند و برای تحقق عینی آن با سیر نهادهای فرهنگی هماهنگی كرده و تمام امكانات را برای حفظ كرامت انسانی بكار گیرند.

طبیعی است، هر گاه كه ارزش ها و باورهای جامعه مصون بماند، وفاق و همبستگی اجتماعی بیشتر تضمین خواهد شد، زیرا ارزش ها و باورها از مهم ترین عوامل همبستگی اجتماعی كنش گران اجتماعی محسوب می شوند و چنانچه هر روز، به بهانه ای خاص یكی از ارزش های عام به طور بی رحمانه از سوی خرده فرهنگ های كجرو مورد هجوم قرار گیرد، بنیان های وفاق و همبستگی اجتماعی تضعیف شده و جامعه تا هنگامه شكل گیری هنجارها و ارزش های نوین، آسیب های فراوانی خواهد دید.

بنابراین رسانه ها با تبیین ابعاد انحرافات، وفاق و همبستگی اجتماعی را بیشتر خواهند كرد.

2) قانون شناسی و كیفرشناسی

قوانین در هر جامعه ای مبنای اصلی نظم اجتماعی محسوب می شوند، به طوری كه بدون وجود قوانین، نظم و انتظام اجتماعی میان افراد، سازمان ها و نهادهای مدنی غیرممكن خواهد بود، قانون، جایگاه هر فرد را در نظام قشربندی، معین ساخته و توقعات و انتظارات را در جهت منطقی هدایت می كند، قانون نه تنها رابطه میان كنش گران را تعریف می كند، بلكه روابط میان نهادها و گروههای اجتماعی را نیز در سطح كلان مشخص نموده و برای كسانی كه از آن تخطی می كنند، كیفر و مجازاتی را معلوم كرده است.

كاركرد مهم رسانه ها در این زمینه، شناساندن قانون و كیفر آن به كنش گران اجتماعی جهت كاهش میزان ارتكاب جرائم می باشد. وجود قانون در كتب قانون، نظم اجتماعی را به ارمغان نمی آورد، تبیین و انتقال فرهنگ قانون گرایی به عاملین اجتماعی، آنان را هنگام مواجهه با جرم و زمینه های آن واكسینه می كند.

وسائل ارتباط جمعی می بایست با ارائه فوائد و منافع قانون، روحیه قانون گرایی را ترویج نمایند و نشان دهند كه به عنوان ایدئولوژی توجیه گرا برای عملكرد قدرتمندان و حاكمان عمل نمی كنند، بلكه تذكرات قانونی را به عنوان مبنای نظم اجتماعی مطرح می نمایند.

ارائه گزارشی از ضوابطی كه قانون عرضه می كند و كیفری كه قانون برای متخلفان معین ساخته است، كاركرد ارزشمندی است كه رسانه ها در عصر ارتباطات بر عهده دارند.

رسانه های جمعی از طریق تبیین قانون و مقررات می كوشند تا رفتارهای افراد را در مسیر هنجارهای تعریف شده جامعه رهبری نمایند و به افراد بیاموزند كه هر گاه فرد رفتارهای خود را بر اساس هنجارها و قواعد اجتماعی تنظیم نماید، از طرف جامعه پاداش داده می شود؛ بالطبع كنش گران اجتماعی نیز در می یابند برای رسیدن به خواسته های خود می بایست به رفتارها و هنجارهایی روی بیاورند كه قانون معین كرده است. رویه آموزش غیرمستقیم قانون، همچنین می تواند احترام درونی به قانون و احساس تقدس نسبت به قانون را در بین اعضای جامعه ایجاد كند، به طوری كه قانون را به عنوان امری مقدس و غیرقابل تخلف تصور نمایند. به عبارت دیگر رسانه ها، ازطریق اقناع و رسوخ به ذهن انسان ها، به درونی سازی، جذب و پذیرش قلبی هنجارها می پردازند.

رسانه ها با نمایش كیفرهایی كه برای مجرمان در برابر تخلف و تخطی از قانون در نظر گرفته شده است، می توانند در كاهش جرم تأثیرگذار باشند. تا هنگامی كه مجرم، از مجازات های قانونی هنجارشكنی تصور روشنی در ذهن خود نداشته باشد و تنها به منافع و مزایای تخطی از مقررات بیندیشد، انگیزه ارتكاب جرم در اوتشدید می شود، بدین لحاظ رسانه ها موظفند كه شناخت همه جانبه ای از مضرات و زیان ها و عواقب جرم را در اختیار اعضای جامعه بگذارند و به این وسیله، انگیزه ارتكاب جرم را كاهش دهند.

برای عینیت بخشیدن به دو كاركرد فوق، بهترین راه ارائه الگوهای جذاب، امروزی و متناسب با نیازهای انسان معاصر است. رسانه می تواند از طریق نشان دادن عواقب انسان های مجرمی كه دچار كجروی شدند، زشتی و قبح گناه و جرم را در ذهن مخاطبان ترسیم نماید و مایه عبرت آموزی انسان ها باشد.

انعكاس و بازتاب این گونه انحرافات اجتماعی، موجب می شود تا جامعه با كیفر مجرمان در قانون آشنا شده و نیز عواقب انحرافات اجتماعی را با دقت بیشتری نظاره كنند.

3) كنترل اجتماعی

هر نظام اجتماعی برای حفظ ارزش ها و هنجارهایش مكانیسم هایی را تعبیه می كند، تا كنش گران اجتماعی بدون هیچ احساس فشاری نسبت به هنجارهای اجتماعی پایبند شده و از معیارهای پذیرفته شده جامعه عدول نكنند.

در تعریف كنترل اجتماعی گفته اند: كنترل اجتماعی به مجموعه شیوه ها، تدابیر و وسایلی اطلاق می شود كه یك جامعه یا یك گروه در راه تحقق اهداف خود و هدایت افرادش به رعایت آداب، شعائر، مناسك و هنجارهای پذیرفته بكار می گیرد. كنترل اجتماعی به دو شیوه انجام می شود: یكی از طریق فشارهای اجتماعی كه ابزار آن همان" قوانین و ضمانت اجرای" آن است و دیگری از طریق " اقناع" می باشد كه افراد را به رعایت هنجارها ملزم می كند.

امر به معروف و نهی از منكر در اسلام یكی از مهم ترین ابزارهای كنترل اجتماعی می باشد . با این نگاه جامعه شناختی، رسانه های همگانی نیز، دارای كاركرد كنترل اجتماعی هستند. رسانه ها با درج و انعكاس نابهنجارهای اجتماعی و عواقب شومی كه در انتظار افراد كجرو قرار دارد، به طور غیرمحسوس، اقدام به كنترل و پیشگیری از نابهنجاری ها در جامعه می كنند . رسانه ها عمدتاً ازطریق اقناع پذیری بهتر می توانند در كنترل اجتماعی مؤثر باشند.

وقتی كه چنین خبری در مطبوعات درج می شود كه : مدیرعامل یك شركت تجاری بین المللی به اتهام قاچاق تجهیزات پزشكی به جزای نقدی محكوم شد، سایر مدیران اقتصادی كه در معرض فسادهای مالی قرار گرفته اند، حداقل در موارد یاد شده احتیاط بیشتری خواهند كرد.

4) پیشگیری از جرم

عملكرد رسانه ها در شكل دادن به تعریف جرم و كجروی، نقش آنها را در ایجاد تغییرات قانونی و تقویت انواع خاص از راهكارهای عملیاتی پلیس، به نقش بسیار مؤثری بدل می كند، به طور مثال می توان به وضع قوانین مربوط به منع عبور و مرور جوانان و اتخاذ شیوه هایی جهت كنترل اماكن خاص اشاره نمود.

کارکرد منفی

كاركردهای منفی وسائل ارتباط جمعی می توانند در ارائه و عرضه انحرافات اجتماعی، كاركردهای منفی و اثرات مخربی را برای جامعه داشته باشند كه در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:

1) تحدید مفهوم جدید

رسانه ها تأثیر بسزایی بر تصویر كلی از جرم در جامعه دارند تا آنجا كه تصورات و پنداره های موجود درباره جرم عمدتاً محصول رسانه هاست. رسانه ها معمولاً جرم را در قالب نوعی جرم خیابانی معرفی    می كنند، مفهومی كه با ایجاد رعب و وحشت در میان افراد جامعه گره خورده است و خشونت ركن عمده آن می باشد. بدین ترتیب جرائم دیگری نظیر تخریب محیط زیست، حیف و میل اموال عمومی، جرائم مربوط به بهداشت و امنیت غذایی و... كمتر مطرح می شود.

2) ایجاد امواج جرم

رسانه ها اغلب جرم را در قالب موج هایی برجسته و متمایز و به تعبیر نویسندگان، امواج جرم به تصویر می كشند، بدین شكل كه با ارائه گزارش های مكرر از ارتكاب برخی اشكال خاص جرم شامل جرم خیابانی مانند ضرب و شتم، تجاوز به عنف و قتل، موجب می شوند كه توجه افكارعمومی با شدت بیشتری، به این دسته از جرائم جلب شود. نكته جالب توجه آن است كه برای تحقق مفهوم امواج جرم، ضرورتی وجود ندارد كه موارد وقوع یك رفتار مجرمانه در عمل نیز افزایش داشته باشد، بلكه كافی است كه در افكار عمومی این تلقی ایجاد شود كه این موارد با شدتی توجه برانگیز رو به فزونی است.

3) عادی سازی هنجارشكنی

تا زمانی كه ناهنجاری در نظر كنش گران اجتماعی، امری زشت و غیرمنطقی جلوه كند، میزان ارتكاب انحراف اجتماعی و خروج از هنجارهای اجتماعی كاهش خواهد یافت. انعكاس كجروی های اجتماعی در رسانه ها در كاهش نفرت از انحرافات و عادی شدن نابهنجاری در جامعه تأثیر بسزایی دارد، زیرا فرد ضمن اطلاع از نقض هنجارها توسط رسانه ها، درمی یابد كه هنجارهای اجتماعی كه به نظر وی غیرقابل تخطی بودند، قابل شكستن و تخلف هستند، لذا انگیزه ارتكاب جرم در فرد تقویت می شود و این یكی از كاركردهای منفی بیان كجروی ها و انحرافات اجتماعی در رسانه ها است. به طور نمونه دختر شهرستانی كه از پدیده فرار دختران از خانه اطلاع چندانی ندارد، با شنیدن یا دیدن خبرمربوط به فرار دختران متوجه می شود كه این كار می تواند یكی از راههای رهایی او از برخی مشكلات و تضادهای خانوادگی باشد و هنگامی كه در كانون خانواده، احساس ناامیدی وسرخوردگی و خلأ عاطفی به او دست می دهد، ممكن است همان راهی را برگزیند كه برخی دختران برای رهایی از رنج های خانوادگی كرده بودند.

4) گسترش خشونت و پرخاشگری

امروزه خشونت و پرخاشگری در میان جوانان شایع شده است كه معلول علل و عوامل متعددی است. مطالعات انجام شده نشان می دهد كه رسانه های جمعی در این زمینه تأثیر بسیاری داشته اند، زیرا رسانه ها با تبلیغات كالاهای رنگارنگ، زندگی مرفه را آرمان و هدف مخاطبان ترسیم می كنند، در حالی كه این هدف با شغل و درآمد مخاطبان قابل دسترسی نیست، در نتیجه میان اهداف و ابزار مشروع دستیابی به این اهداف فاصله ایجاد می شود،( یعنی فرد احساس محرومیت می نماید) این وضعیت منجر به خشونت و پرخاشگری در میان افراد می گردد. به عبارت دیگر رسانه ها موجب می شوند كه میل به مصرف كالاهای لوكس در بین مردم افزایش یابد، اما وقتی این میل و تقاضا امكان ارضاء ندارد، در نتیجه به خشونت تبدیل می شود و یا فرد را به انجام عملی غیرقانونی نظیر سرقت جهت دستیابی به كالاهای تبلیغی ترغیب می نماید.

 ژان كازنو، صاحبنظر در علوم ارتباطات در خصوص برداشت از مفهوم خشونت می گوید: از دیدگاه ما عمل خشونت آمیز، عملی خواهد بود كه با رفتار تهاجمی به خصوص از نظر" جسمانی" و یا حداقل " بیانی " همراه گردد.

 نمایش فیلم های جنایی نیز از سوی دیگر روحیه خشونت، تندخویی و ارتكاب جرم را به مخاطبان خود القاء می نماید و موجب بروز رفتارهای خشونت آمیز می گردد..

محتوای خشونت بار رسانه ها به بروز رفتارهای خشن در افراد جامعه دامن می زند و ممنوعیت های اخلاقی و اجتماعی بكارگیری خشونت را كمرنگ می كند. صاحبنظران ارتباطات ساز و كارهای تحریك كننده خشونت را شامل بازداری زدایی( كاهش خودداری بینندگان و قبول خشونت) و برانگیختگی زایی می دانند. آنها معتقدند كه رسانه ها قادرند فنون ارتكاب جرائم را آموزش دهند، جرائم را مهیج و لذت بخش جلوه دهند، ارضا شدن آنی را ترویج دهند و فرد را به همانند سازی با مجرم ترغیب كنند، البته جرم زایی رسانه ها به تعامل محصولات رسانه ای( خصوصیات جرائم و مجرمان آن)، بافت رسانه ها( مقدار پوشش رسانه ای، سبك های ارائه، حمایت از ارتكاب جرائم) و بافت اجتماعی (هنجارهای فرهنگی موجود، گرایش های مصرف كنندگان، فرصت های ارتكاب جرم و تعداد خلافكاران موجود) بستگی تام دارد.

5) اشاعه فحشا و بی بند و باری

یكی از كاركردهای رسانه های جمعی، مفهوم سازی و به تبع آن، شكل دادن به هنجارهای مناسب با آن مفهوم می باشد. بر این اساس ارائه تصاویر مستهجن و مبتذل و خلاف عفت عمومی از طریق رسانه های جمعی و نگارش متون خلاف اخلاق و پورنوگرافی می تواند منجر به گسترش جرائم به ویژه از نوع جرائم جنسی گردد.

قرآن كریم در مورد خطر اشاعه زشتی ها در جامعه اسلامی هشدار داده و می فرماید:" ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الاخره و الله یعلم و انتم لا تعلمون".  كسانی كه دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناكی برای آنها در دنیا و آخرت است و خداوند می داند و شما نمی دانید.

6) تضعیف اعتماد اجتماعی

اعتماد اعضای جامعه به یكدیگر، سرمایه اصلی تعامل اجتماعی است؛ تعاملی كه برای رفع نیازهای زیستی و اجتماعی اعضای جامعه صورت می گیرد، لذا تضعیف این اعتماد مشكلات عدیده ای را در مراودات اجتماعی و تأمین خواسته های افراد ایجاد خواهد كرد. اما درهر صورت ممكن است اعتماد اجتماعی تضعیف شود كه یكی از عوامل آن، ترویج انحرافات اجتماعی از طریق رسانه ها است. زیرا ذكر انواع انحرافات از رسانه ها و اعلام رشد سرسام آور آن، منجر به ایجاد روحیه سوء ظن و شك نسبت به سایر افراد جامعه می شود و احتمال وقوع این انحراف را از سوی تك تك اعضای جامعه تقویت می نماید و روحیه اعتماد عمومی را تضعیف می كند، در نتیجه تعامل اجتماعی دچار اختلال می شود.

انعكاس انحرافات اجتماعی علاوه بر سست كردن اعتماد اجتماعی، موجب عدم احساس تعلق جمعی     می شود و روابط اجتماعی افراد را دچار مشكل می كند.

رسانه ای كردن جرائم بر نهاد خانواده نیز اثرات مخربی دارد، به طور نمونه پدران و مادران را نسبت به رفتار فرزندانشان بدبین می كند، چرا كه والدین احتمال می دهند كه انجام این انحراف اجتماعی كه از طریق رسانه منعكس شده است، در مورد فرزندان جوان خانواده وجود دارد، این نگرش منجر به تضاد و ناسازگاری های خانوادگی خواهد شد.

رسانه ها گاه  با انعكاس آمار و ارقام اغراق آمیز جرائم، می توانند اعتماد اجتماعی را نسبت به نظام سیاسی تضعیف نمایند به طور نمونه انعكاس پرونده های كلان اختلاس های عمومی و یا پرونده های مربوط به رابطه میان حاكمیت و مردم می تواند منجر به سلب اعتماد گردد.

هر چند نمی توان ضرورت برخورد قوی با متخلفان را در هر سطح و نهادی انكار نمود، اما رسانه ای كردن این گونه حوادث به بی اعتمادی مردم از حكومت منجر شده و اقتدار و مشروعیت مدیران صالح نظام را نیز از بین برده و در نتیجه نظام سیاسی كشور، كاركرد كنترلی و پویایی خود را از دست خواهد داد.

7) شكستن حریم خصوصی افراد

هر چند افراد جامعه بر اثر داشتن ارتباطات اجتماعی وسیع با كنش گران، دارای وجوه مشترك رفتاری هستند، اما هر یك از آنها دارای حریم خصوصی می باشند كه مربوط به امور شخصی و خانوادگی و روابط میان فردی است. تمام اعضای جامعه تلاش می كنند این حریم( نظیر میزان علاقه به همسر و فرزند، اختلافات خانوادگی، روابط، سلائق، رفت وآمدها، میزان درآمد و سفرها و...) را از تیررس دیگران دور نگاه دارند. از سوی دیگر مطبوعات به جهت وظیفه خبررسانی و اطلاع رسانی با ورود به اسرار خصوصی افراد، به ناچار اصل ممنوعیت ورود به این حریم را نقض می كنند. امروزه رسانه ها قدرت بی سابقه ای برای در نور دیدن حریم خصوصی افراد دارند. ورود در حریم خصوصی افراد از نظر بازخوردهای اجتماعی و كاركردهایی كه در شكستن مرزهای خصوصی مردم دارد، دارای اهمیت فوق العاده ای است.

نتیجه گیری

 رسانه‎ها به تنهایی نمی‎توانند یک فرد تابع قانون را به یک مجرم تبدیل کنند و شایسته نیست علت جرم را به تنهایی متوجه رسانه‎ها کرد، شاید به همین خاطر باشد که راهبردهای انتخاب شده متکی بر این نظریه تاکنون اثر چندانی در کنترل انحرافات اجتماعی نداشته است. به نظر می‎رسد این استدلال نیز واجد دلایل و مستندات قوی و محکمی نیست که نشان دهد رسانه نقش چندانی بر شکل‎گیری انحرافات اجتماعی ندارند. رادیو ، تلویزیون ، فیلم‎های سینمایی ، مطبوعات و سایر ابزارهای اطلاع‎رسانی خود وسیله‎ تعیین‎کننده‎ای که موجد جرم باشند، محسوب نمی‎شوند

بلکه ابزاری هستند که می‎توانند به شکل دلخواه مورد بهره‎برداری قرار گیرند. در پایان باید افزود که رسانه‎های جمعی نیز مانند بسیاری از یافته‎ها و ساخته‎های انسانی در آن واحد می‎توانند مفید یا مضر باشند، همانطور که از انرژی هسته‎ای می‎توان در مقاصد صلح‎آمیز و یا به منظور جنگ‎افروزی سود جست، از رسانه‎های جمعی نیز می‎شود استفاده و بهره‎ای دو سویه برد. بنابراین پر واضح است که این انسان‎ها هستند که کاربرد و استفاده از این ابزار را به خوبی یا بدی رقم می‎زنند و باز انسان‎ها هستند که مفاهیم نیکی و بدی را به محتوای برنامه‎های منتشر شده نسبت می‎دهند.

بررسی های گذشته نشان داد كه رسانه های جمعی كاركردهای مثبت و منفی در ارتباط با تبیین انحرافات اجتماعی دارند. اینك این پرسش مطرح می شود كه آیا رسانه ها مجازند تحت عنوان طرح حوادث، انحرافات اجتماعی را به ذهنیت جامعه منتقل نمایند؟ یا آنكه رسانه ها فقط می بایست نمایشگر كنش های مثبت مردم باشند و از انحرافات آنان سخن نگویند؟

به نظر می رسد منابع شناخت مردم از حوادث و مسائل اجتماعی منحصر به رسانه ها نیست و آنان از راههای مختلفی از جمله مشاهده عینی و ارتباطات كلامی با دیگران از حوادث تلخ و انحرافات اجتماعی آگاهی می یابند، از این رو تصور اینكه چشم و گوش مردم تنها از دریچه وسائل ارتباط جمعی به دنیای حوادث و انحرافات باز می شود، خیالی بیش نیست. لذا گزارش این گونه انحرافات اجتماعی توسط رسانه ها چنانچه با تحلیل و تبیین آسیب های آنها و به منظور حفظ جامعه از گسترش انحرافات صورت گیرد، امری مفید، بلكه ضروری است كه ضمن افزایش آگاهی مخاطبین رسانه ها، موجب می شود كه رفتار اجتماعی خود را بر این اساس تنظیم نمایند و از پیامدهای كجروی اجتماعی در امان باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 13:30  توسط علی هواسی  |