X
تبلیغات
جامعه شناسی انحرافات (آسیب شناسی اجتماعی - آسیب شناسی اجتماعی

جامعه شناسی انحرافات (آسیب شناسی اجتماعی

آشنایی با جامعه و انحرافات اجتماعی

آسیب شناسی اجتماعی

در یک رویکرد کلان، ابتنای کلیت  نظام  بر مؤلفه قدرت فرهنگ و سیاست بوده ودوام وقوام هرملت وحاکمیتی در گروه بالندگی و توسعه‌یافتگی فرهنگی و اقتدارواعتبارسیاسی آن ملت وحاکمیت می‌باشد.هرگاه آسیب‌پذیری به دوحوزه فرهنگ و سیاست در جامعه راه یابد، سایر حوزه‌ها در چالشی فرساینده و بحران‌زا فرو غلطیده و بستر و فضای مناسبی برای رشد و گسترش تمامی آثارومظاهرشوم وابستگی،عقب‌ماندگی، مفاسداجتماعی و ناهنجاری‌های گوناگون درکشوررا فراهم خواهد ساخت.مختصات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی امروز جامعه ما به گونه‌ای است که بدون عنایت ویژه به فرآیند آسیب‌پذیری اقشار مختلف جامعه(خصوصاً در حوزه فرهنگ وسیاست)ورشدفزاینده و روبه گسترش ناهنجاری‌های فرهنگی وسیاسی واجتماعی فاجعه‌ای دردناک و غیر قابل جبران که کمترین آن فروپاشی اجتماعی و سلطه دوباره قدرت‌های استعماری در کشورمی‌باشد، به وقوع خواهد پیوست.اگرچه نباید نقش مهم توطئه‌های گوناگون قدرت‌های بزرگی که منافع سرشار خود را با فروپاشی نظام پهلوی در ایران از دست داده‌اند و نیزخسارات وصدمات جبران‌ناپذیرجنگ فرساینده(طی۸سال)، فعالیت گسترده احزاب ودسته‌جات مخرب بخش مهمی ازسرمایه‌های ملی توسط درباریان و وابستگان خاندان پهلوی رافراموش کرد. اما مهم ‌تر از آن بی‌تجربگی و تأثیر مخرب ناآگاهی‌های مسؤولان و مدیران ارشد نظام درطراحی و اجرای برنامه‌های راهگشا و مفید در ایجاد زمینه‌های رفع بحران و آسیب‌های‌شکننده موجود را نیز نباید از نظر دور داشت.چراکه  بدون شناخت دقیق وبی‌طرفانه علل و عوامل آسیب‌زا وبحران آفرین نمی‌توان به راهکارهای علمی و کاربردی در جهت مقابله‌ی با آنها دست یافت.
آنچه مسلم است،هیچ جامعه وسرزمینی رانمی‌توان مصون ومبرای ازآسیب‌ها وبحران‌های فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی سراغ گرفت، چرا که اصولاً بشر به دلیل  برخورداری از صبغه و  سرشتی دو گانه و متضاد (الهی و شیطانی) در دو جهت اعلی علیین و اسفل‌السافلین در حرکت است و بر اساس آموزه‌های اسلامی و قرآنی و نیز احکام منبعث از تجربیات بشری، اکثر انسان‌ها بیشتر به خسران و زیان‌کاری تمایل و گرایش دارند، تا به کمال مطلق و حیات مطلوب.
خصوصاً اینکه تمامی امکانات، شرایط وزمینه‌های تشدیدکننده وتحریک کننده به منظوربه فعلیت رسانیدن استعدادهای غیرآسمانی ومعنوی بشرفراهم آیندبایدخاطرنشان نمودکه امروزه سردمداری و مدیریت ملت‌ها و دولت‌های جهان در اختیار  قدرت‌های بزرگ استعماری است  و به دلیل سیطره‌ی سیاسی و اقتصادی استعمارگران بر جهان و کنترل دستگاه‌ها و بنگاه‌های عظیم تبلیغاتی، تعلیماتی،تسلیحاتی واطلاعاتی جهان توانسته‌اند تقریباً تمامی کره ارض راتحت پوشش درآورند. این امر موجب شد که اخیراً ادعای حاکمیت بر دهکده‌ی جهانی و نهادینه نمودن فرهنگ واحد جهانی را طرح و تکرار نمایند، لذا نباید از رشد و گسترش روزافزون ناهنجاری‌ها، آسیب‌ها و بحران‌های پی‌در‌پی درجوامع مختلف(از جمله ایران)چندان متعجب گردید.آسیب‌شناسی،شناخت پدیده‌های بیماری‌زا و بحران آفرین در بستر حیات اجتماعی انسان‌ها است.از این رو، پدیده ‌های آسیب‌زا، آفاتی هستند که روند تکاملی و بالندگی جامعه را با اختلال و چالش‌هایی چند روبرو می‌سازند.بررسی‌های آسیب‌شناختی از جمله موضوعاتی هستند که بیشترمطالعات و پژوهش‌های کاربردی اجتماعی را بخود اختصاص داده‌اند.
بایددانست که آسیب‌های‌سیاسی و فرهنگی متنوع هستند.همچنین رویکرد محققان به این آسیب‌ها نیز تنوعات چند گانه‌ای می‌پذیرد که بنابراجرای هر یک از این دیدگاه‌ها،شاهد پیامدهای متفاوتی در اجتماع خواهیم بود.لذا بررسی آگاهی‌های سیاسی،فرهنگی نسل جوان که درمعرض مواجهه‌ی مستقیم با انواع امواج اطلاعاتی ضد ونقیض قرار دارند،از آن حیث اهمیت می‌یابد که پیش‌بینی نحوه‌ی رویارویی آینده‌سازان کشور را با آسیب‌های‌ مخالف نظام، نمودمی‌بخشد.
تلقی نمودن جامعه به مثابه یک نظام متعادل که به دنبال حفظ بقای خویش، عناصر ضد نظام را دور ساخته و تعادل بخشی عناصر موجود را هدف قرار می‌دهد،مستلزم آگاهی‌های لازم ازخرده سیستمهای درون نظام می‌باشد.خرده سیستم فرهنگی در حفظ و بقای نظام، کارکرد ثبات وتبیین وضع موجود را ایفا نموده و رفتارهای افراد را سامان می‌بخشد.لذا با توجه به اهمیت این خرده نظام در رابطه با دیگر اجزا و نقش آن درحفظ بقای نظام،ضرورت بررسی عوامل آسیب‌زااهمیتی دو چندان می‌ِیابد.بنابراین آگاهی از وجود آسیب‌ها و شناخت میزان و ابعاد آن از سویی به منزله برداشتن گام‌هایی برای کنترل وپیش‌بینی وپیشگیری عوامل آسیب‌زاست و از سویی دیگر اطمینان از برقراری نظم و امنیت و حصول تعادل برای آینده نظام خواهد بود. 


مقدمه وتعاریف:

آسیب شناسی اجتماعی (SOCIAL PATHOLOGY) :
آسيب‌شناسى عبارت است ازمطالعه و شناخت ريشهٔ بى‌نظمى‌ها در ارگانيسم. در پزشکى به فرآيند و علت‌يابى بيماریها ، آسيب‌شناسى گويند. در مشابهت کالبد انسانى با کالبد جامعه(نظريه اندام‌وارگي) مى‌توان آسيب‌شناسى اجتماعى را مطالعه و ريشه‌يابى بى‌نظمى‌هاى اجتماعي تعريف کرد.

در واقع آسيب‌شناسى اجتماعي، مطالعهٔ ناهنجارى‌ها و آسيب‌هاى اجتماعى نظير بيکاري، اعتياد، فقر، خودکشي، روسپي گري، طلاق، ولگردي، گدائى و ... همراه با علل و شيوه‌هاى پيشگيرى و درمان آنها به انضمام مطالعهٔ شرايط بيمار گونه و نابسامان اجتماعياست.

Anomie: به شرايط آشفته و مغشوشى در جامعه گفته مى‌شود که هنجارها ضعيف، ناپديد و يا در تضاد با يکديگر قرار گرفته باشد.

پاتولوژی(آسیب شناسی):

 از ریشه یونانی( PATHOS آسیب، رنج، درد و وقفه) و( LOGOS علم و دانش و گفتار) گرفته و ترکیب شده ‌است. پاتولوژی را شناخت علل و عوامل و نشانه‌های بیماری گویند.
آسیب شناسی اجتماعی:

 به شناخت علل و عوامل، نشانه‌ها و علایم آسیب‌پذیری یا آسیب‌گیری انسان در جامعه و زندگی اجتماعی یعنی تربیتی، فرهنگی و اجتماعی می‌پردازد. آسیب‌ها و زیان‌ها ممکن است دارای زمینه‌های مادی باشد یا از امور غیر مادی یا از هر دو دسته امور منشأ گیرند.
پس شناخت آسیب‌ها، بدون شناخت ساخت‌ها و کارکردهای امور و پدیده‌های اجتماعی و نیز بدون مرفولوژی شناخت هیأت و شکل در ارتباط با ساخت و فیزیولوژی اجتماعی و بی توجه به جنبه‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، تربیتی و بهداشتی مقدور نیست و بی عنایت به ابعاد درونی و برونی جامعه هیچ گونه ثمری ندارد و به اصطلاح شمشیر بر هوا زدن است و مشت بر کوه کوبیدن است. بی‌شک هر گونه ساختن بدون شناختن، تیر در تاریکی رها کردن است. آسیب‌ها در خانواده، مدرسه، فاصله‌ی خانه تا مدرسه و جامعه‌ بر افراد و اعضاء جامعه وارد می‌آیند.
وسایل و دستگاهای ارتباط جمعی، اماکن عمومی، مراکز پر جمعیت شهری، فقر مالی و نقایص مربوط به انواع تربیتها و نظایر این‌ها محل بروز و ظهور علائم و عوامل آسیب‌هاست و منشاء آسیب‌پذیری اجتماعی است. در آسیب‌شناسی اجتماعی باید تا زوایای تاریک سوسیال ایلوزن‌ها نفوذ کرد و علل و عوامل بازدارنده را در لابلای فرهنگی معنوی جست. یکی دیگر از جنبه‌های بارز آسیب‌ها اختلالات اجتماعی است، از جمله رفتارهای انحرافی مانند الکلیسم (زیاده روی در مصرف الکل) و سایر کژروی‌های دیگر است که در بسیاری از کشورها مسایل اقتصادی و اجتماعی ناگوار به دنبال می‌آورد. شارلاتانیسم نوعی دیگر از آسیب‌های سخت اجتماعی است- که در آن از سادگی و زودباوری مردمان توسط افراد شارلاتان بهره برداری می‌شود و این قدیمی‌ترین آسیب‌های اجتماعی است. هم‌چنین اعتیادبه مواد مخدر.
بدون بررسی پژوهش علمی- عینی، بازنمایی مسایل آسیب رسان ممکن نیست و حل آنها بدون ترسیم و تعیین خطوط برنامه‌های زمان بندی شده، نوعی در خلاء حرکت کردن است که نتیجه‌ی مطلوب ندارد. پس لازمست در جهت کاهش درجه‌ی آسیب‌های اجتماعی "به مفهوم عام"، مسایل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تربیتی و ... در کلیت خود و تأثیر و تأثر میان آنها و اجزاء و عناصرشان دقیقاً شناسایی شوند و راه‌حل‌ها و عملکردشان در بستر مجموعه‌های امور مزبور(نظام‌ها و خرده نظام‌ها) ارائه گردند و از هر گونه اقدام انتزاعی پرهیز شود.
هر قدر سطح دانش و بینش اعضاء جامعه ارتقا یابد درجه‌ی آسیب‌پذیری اعضای آن کاستی می‌گیرد. اختلال و انحراف، منشاء‌ های زیستی، بهداشتی و اخلاقی- اجتماعی مختلف دارد. آدمی قبل از زاده شدن در معرض آسیب‌های متعدد و متنوع قرار دارد. این آسیب‌ها منشاء ‌های بیولوژیک (مربوط به زیست شناسی)، فیزیولوژیک و اجتماعی دارد. در روان‌شناسی اجتماعی، تعادل و توازن میان Id یا Ca (نیروهای بالقوه آدمی یا من او) و EGO (اتیک‌ها و توصیه‌های متعدد والدین پس از تولد) توصیه شده است. چیرگی یکی بر دیگری عوارض سوء ایجاد می‌کند. تألیف و تلفیق موضوع و سنجیده‌ی این دو مقدماتی است برای جلوگیری از نفوذ مفاسد و آفات و آسیب‌ها.
بی‌شک هماهنگی و سازواری امور و پدیده‌های اجتماعی از یک سو و نیازهای انسان اجتماعی از جانب دیگروترکیب متعادل متناسب امور فوق می‌توانند آدمی را از آسیب‌های تنی، روانی و اجتماعی مصون دارند. در آسیب ‌شناسی روانی، بحث نظام(سیستم)از طریق روان‌شناسی گشتالت مورد توجه واقع شدو دامنه‌ی آن در همان زمان به روانپزشکی نیز کشیده شد. امور روانی  اجتماعی، تظاهرات تأثیر و تأثر، کنش و واکنش متقابل امور روانی و اجتماعی  را رو می‌کند که هم در اجزاء و عناصر و هم در کلیت خود، این جریان بی‌امان را طی می‌کند.
در واقع شخصیت فرد، فردی شده‌ی امور فوق است. آسیب‌ها، در کارکردهای چند سویه‌ی خود هم در اجزاء و هم در کل سیستم یک ارگانیسم زنده مؤثر می‌شوند و آن جریان انرژی پتانسیل انسان را که به انرژی جنبشی باید بدل شود ، مختل می‌سازد. ابن‌خلدون در کتاب" العبر" خود، شهر نشینی، تراکم بیش از حد جمعیت، مصرف گرایی، برقراری نظام مالیاتی، نفوذ تجمل و لوکس (فانتزی) در زندگانی، استبداد و ضعف و عصبیت قومی و از میان رفتن تعاون و همبستگی روحی و اجتماعی را اسباب آسیب پذیری اجتماعی بشمار آورد.
نکته‌ی اساسی در آسیب‌های اجتماعی(به مفهوم عام)، وجود سازمان‌ها و تشکیلات نادرست(از نظر ساخت) و نارسا (از لحاظ کارکرد) است، بویژه در کشورهای در حال توسعه و عقب نگهداشته شده: تقلید کورکورانه و بدور از تفکر ملی در تشکیل سازمان و عدم تناسب آن با اوضاع و احوال فرهنگ، بیکاری مزمن و پنهان و کم کاری، روحیه کسب مدرک خصوصاً‌در جهت اشتغال پست‌های سازمانی، فساد اداری و ارتشاء در بخش‌های سازمانی از جمله بخش ‌های مالی، فقدان نظام مؤثر ارزشیابی و کنترل، ارجحیت هدف‌های فردی نسبت به هدف‌های عمومی و اجتماعی در نزد مسئولان، غلو مدیران بدون در نظرآوردن شرایط ضروری تحقیق ودر نتیجه سرخوردگی‌های ناشی ازآن، نارضایتی مردم و هراس حکومت‌ها از آن و سپس در جهت به کنترل درآوردن بیشتر مردم، اقدام به فربه کردن سازمان‌های اداری و...
وقتی شرایط مطلوب تربیت‌ها و عوامل آن‌ها فراهم آید شرایط، مقتضیات و روابط اجتماعی، نیز، درست سنجیده و عمل کند، آدمی از آسیب‌ها در امان می‌ماند.

عوامل آسیب‌زا:
در سطور پیشین اشاره شد، فرهنگ هر جامعه‌ای بیش از هر چیز بر بنیان باورها و آرمان‌ها و ارزش‌ها و به طور اجمال ،داشته‌های مادی و معنوی آن جامعه استوار است. از سوی دیگر یکپارچگی و عدم تعارض بین عناصر تشکیل دهنده فرهنگ، به معنای عدم آسیب‌پذیری فرهنگی و نشانه‌ی سلامت و صلابت ساختار فرهنگی و اجتماعی میباشد. لذا هر آنچه باعث تعارض و عدم یکپارچگی فرهنگی شود، به عنوان عوامل آسیب‌زا تلقی می‌گردد. در بحث حاضر منظور از عوامل آسیب‌زا، عوامل و عناصری است که به هویت فرهنگی جامعه‌ی جوان ما(با ویژگی‌هایی که مورد اشاره واقع شد) آسیب رسانده و زمینه‌های انحطاط و ابتذال اقشار مختلف به ویژه نسل جوان را فراهم می‌سازند.

مباحث:

1.جامعه انسانی ورفتارفردی

2.ساختاراجتماعی

3.کارکردهای اجتماعی

4.فرهنگ

5.کجرویهای اجتماعی

6.آسیب شناسی تغییر

7.جرم

8.تبیین کجرویهای اجتماعی

9.کنترل اجتماعی


بخش اول:جامعه انسانى و رفتار فردى

جامعهٔ انسانى تنها مجموعه ساده‌اى از افراد نيست، بلکه نظامى است که از پيوند آنها نتيجه مى‌شود و معرف واقعيت ويژه‌اى است که خصلت‌هاى خاص خود را دارد. از نظر دورکيم جامعه تنها از گرد آمدن اجزاء خود از تجمع انسانها به‌وجود نيامده؛ بلکه داراى هويت خاص و مستقلى است که اواين هويت مستقل را"وجدان جمعي" مى‌نامدومى‌گويد:

همان‌طور که در شيمى از ترکيب دو عنصر، عنصر جديدى پيدا مى‌شود که داراى هويت خاصى است، اجتماع افراد هم چيزى جزء آحاد تشکيل‌دهندهٔ آن را به‌وجود مى‌آورد. بديهى است که جامعه از افراد ترکيب يافته و رفتار افراد مى‌تواند موجب تغيير آن گردد. ولى در عين حال، جامعه خود داراى ماهيت مستقلى است که بر رفتار افراد تأثير مى‌گذارد. چنانکه بسيارى از رفتارهاى آدمى و راهنمائى جامعه‌اى که در آن پرورش مى‌يابد، شکل مى‌گيرد، به قول حافظ:

مکن در اين چمنم سرزنش به بدنامى       چنانکه پرورشم مى‌دهند، مى‌رويم

براى فهم چگونگى و چرائى رفتار انسان‌ها در جامعه، لازم است از طبيعت و ماهيت کنش‌هاى متقابل گروه‌ها و افراد تشکيل‌دهنده جامعه، لازم است از طبيعت و ماهيت مختصات‌ و ويژگى‌هاى زندگى اجتماعى و سه جنبه اساسى آن (ساختار، کارکرد، فرهنگ) که تا حد زيادى شکل‌دهنده رفتار انسان است، لازم مى‌نمايد؛ زيرا شناخت آسيب‌هاى اجتماعى بدون شناخت ساختارها و کارکردهاى پديده‌هاى اجتماعى و بى‌توجه به جنبه‌هاى اجتماعي، اقتصادى و فرهنگى مقدور نيست.

درست است که جامعه از افراد تشکيل مى‌شود و قاعدتاً بايد قرار بر اين باشد که هر کس روح افراد يک جامعه را شناخت، بايد روح آن جامعه را هم شناخته باشد، اما در عمل چنين نيست، مردم وقتى جمع مى‌شوند يک حالت تازه پديد مى‌آيد که غير از حالات افراد است، کمال خجندى مى‌گويد:

قطره‌اى قطره زدريا چو به ساحل‌هائى        چون به دريا برسي، قطره نئي، دريائى

ساده‌ترين مثال استقلال روح جامعه ازروح افراد اين است که آدم وقتى به تنهائى فيلمى را تماشا کند، غيرممکن است براى آن دست بزند، و حال آنکه در سينما ديده‌ايد که جمعيت ناگهان به‌دست زدن مى‌پردازد و ابراز احساسات مى‌کند(باستانى پاريزي، ۴۳۲:۱۳۵۷)

Social Interacionفرآيندى اساسى است که دو يا چند انسان زبان و اشارات را به‌کار مى‌گيرند و بر حرکات، افکار، انتظارات و رفتارها بر يکديگر تأثير متقابل مى‌گذارند.


بخش دوم:ساختار اجتماعى

ساختار اجتماعى Social Structure به روابط و مناسبات نسبتاً ثابت و تقريباً پايدارى مى‌گويند که ميان افراد يا گروه‌هاى اجتماعى يک جامعه که تحت مجموعهٔ مشترکى از ارزش‌ها و هنجارهاى فرهنگى گرد آمده‌اند، برقرار باشد.

در واقع، ساختار اجتماعى مجموعه روابط وپيوندهائى است که ميان افراد،گروه‌ها و طبقات مختلف يک جامعه برقرار است و نهادها و رفتارهاى اجتماعى يا فرهنگى در آن جامعه براساس اين روابط ترتيب و تنظيم مى‌يابد.

ساختار اجتماعى داراى عناصرى است که مهم‌ترين آنها عبارتند از:

- پايگاه‌ها

- نقش‌ها

- گروه‌ها

- نهادها

-پايگاه (Status) :

عبارت است از يک موقعيت در جامعه.

-نقش (Role) :

مجموعه الگوهاى رفتارى مورد انتظار و مسئوليت‌ها و مزاياى مربوط به يک پايگاه اجتماعى خاص است.

-گروه (Group) :

عبارت است از مجموعهٔ افرادى که به شيوهٔ منظم و براساس انتظارات مشترک دريارهٔ رفتار يکديگر، با هم در کنش متقابل به سر مى‌برند. به بيان ديگر، گروه را مى‌توان شامل تعدادى از انسان‌ها که نقش‌ها و پايگاه‌هاى آنان در ارتباط متقابل هم قرار دارد، نيز تعريف کرد. ازآنجا که انسان‌ها اساساً افرادى هستندکه باهم تعاون وهمکارى دارند، بنابراين گروه‌هاى آنان بخش حياتى يک ساختار اجتماعى را تشکيل مى‌دهند.

-نهادهاى اجتماعى:

اگر جامعه‌اى خواهان بقاء خود است؛ بايد نيازهاى اساسى و اجتماعى معينى را برآورده سازد. شيوه‌هاى برآوردن اين نيازها را نهاد اجتماعي (Social Instituton) گويند. در واقع، نهادها مجموعهٔ ثابتى از ارزش‌ها، هنجارها، پايگاه ها ، نقش‌ها وگروه‌هائى هستند که حول محور يک نياز اجتماعى واساسى به‌وجود مى‌آيند. بدين ترتيب، نهاد خانواده تربيت وپرورش فرزندان را تدارک مى‌بيند ونهاد آموزش و پرورش، دانستنى‌هاى فرهنگى رابه نوجوانان منتقل مى‌سازد. نهاد قضائى نيزکه يکى از قديمى‌ترين نهادها است، به‌دنبال کشف علت‌هاى کجروى وکوشش براى پيشگيرى و درمان نيست، بلکه هدف اصلی آن،انتقام و قصاص است و در پى آن است تا با ايجاد ترس، تنبيه وتوبيخ فردخاطي،ديگران را از راه وى برحذر دارد.


بخش سوم:کارکردهاى اجتماعى

در جامعه‌شناسي، کارکرد به نتايج و آثار عينى پديده‌ها يا ساختارهاى اجتماع اطلاق مى‌شود. منظور اين است که هر پديدهٔ اجتماعى کارکرد معينى برعهده دارد که به‌نحوى در دوام و ادارهٔ جامعه مؤثر است. به بيان ديگر، هر گروه نهاد اجتماعى عهده‌دار کارکرد يا وظيفه‌اى است و تا زمانى‌که آن وظيفه از نظر اجتماعى الزامى مى‌باشد، کارکرد مذکور نيز دوام مى‌آورد و پايدار مى‌ماند.

 (Function) اين واژه علاوه برکارکرد، معانى ديگرى را نيز در علوم اجتماعى پيدا کرده است. اين آشفتگى مانع آن است که يک معادل فارسى براى آن درنظر بگيريم. در واقع، براى آن معادل‌هائى چون، فايده، منظور، انگيزه، نيت و قصد، هدف، نتيجه، کنش و ... نيز شناخته شده واخيراً به‌وسيله استاد روح‌الامينى به کارآئي ترجمه شده است.

1.کارکرد پنهان((latentfunction:

چنانچه در اجراء يک سلسله اصلاحات اجتماعي، نتايج ديگرى غير از آنچه که موردنظر برنامه‌ريزان بوده است، بروز کند. به آن کارکرد پنهان يا ضمنى مى‌گويند. مثلاً اگر مبارزه با موادمخدر سبب پيدائى شبکهٔ جديدى از قاچاقچيان يا معتادان شود، با نوعى کارکرد پنهان يا ضمنى مواجه خواهيم شد.

2.کارکرد آشکار (Manifest Function):

چنانچه يک پديدهٔ اجتماعى دقيقاً همان نتايجى را به بار آوردکه موردنظر بوده است؛ به آن کارکردآشکار مى‌گويند. مثلاً اگر مجازات شديد قاچاقچيان مواد مخدر، موجب تقليل قاچاق و کاهش عده معتادان شود؛ يعنى نتايج و آثار حاصله مطابق نظر برنامه‌ريزان باشد، گويند کارکرد مبارزه با مواد مخدر آشکار است.

3.کارکرد نامناسب :

هرگاه آثار و نتايج يک پديدهٔ اجتماعى تأثير منفى داشته و به‌نحوى سبب تضعيف و تزلزل نظام اجتماعى شود، به آن کارکرد نامناسب (Dysfunction) يا منفى مى‌گويند. مثلاً رشدجمعيت درکشورهاى کم‌توسعه داراى کارکرد منفى است؛ زيرا اقتصاد جامعه‌هاى مزبور، قادر به تأمين غذاى جمعيت فزاينده نيست.

گاهى ممکن است يک عنصر در نظام اجتماعى از يک جهت داراى کارکرد مثبت و از جهتى ديگر داراى کارکرد منفى باشد. مثلاً صنعت از اين جهت آلوده ساختن محيط زيست داراى کارکرد منفى است.

4.کارکرد مناسب :

هرگاه نتايج و آثار يک اجتماعى براى کل جامعه مفيد باشد و به تداوم و تثبيت آن کمک کند، کارکرد مناسب (Eufunction) يا مثبت ناميده مى‌شود.مثلاً نهادخانواده داراى آثار و نتايج مناسب و مفيدى براى کل نظام اجتماعى است؛ زيرا به‌وسيلهٔ توليد نسل به دوام وبقاء نظام اجتماعى مددمى‌رساند ودرفرآيندجامعه‌پذيرى فرزندان نقش پراهميتى ايفاء مى‌کند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 14:23  توسط علی هواسی  |