اعتیاد به مواد مخدر به عنوان یک نابسامانی اجتماعی پدیده ای است که بدان" بلای قرن " نام نهاده اند زیرا ویرانگری های حاصل از آن زمینه ساز سقوط بسیاری از ارزشها وهنجار های فرهنگی واخلاقی می گردد و سلامت جامعه را به خطر می اندازد. اشاعه مواد مخدر واعتیاد یکی از کارسازترین و قدیمی ترین شیوه های استعمارگران و دشمنان بشریت است که به منظور باز داشتن جوامع انسانی از رشد وتعالی وآزادی آنها از زیر یوغ مستکبران جهان و همچنین غارت هر چه بیشتر وکسب منافع افزون تر به کار بر ده شده است و روز به روز گسترش بیشتری می یابد، از آنجایی که نوجوانان وجوانان به عنوان گروههای در معرض خطر در برابر پدیده شوم اعتیاد بیش از سایر گروهها آسیب پذیرند وکشور ما از آمار بالای جمعیت جوان برخوردار است، توجه جدی متولیان امور و والدین نسبت به پیشگیری از آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد ضروری می باشد چرا که نوجوان وجوان در خانواده حضور دارد وارتباط آنها با اعضای خانواده مستمر است ونقش آنها به عنوان الگو وراهنما نیز غیر قابل انکار می باشد.

 اعتیاد یک مسئله بزرگ بهداشتی و بلایی اجتماعی و دارای جنبه‌های متعدد اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ، اخلاقی و حقوقی است. از اینرو آگاهی خانواده‌ها درباره سرانجام نکبت‌بار اعتیاد در پیشگیری و مهار آن کمکی موثر به ‌شمار می‌آید.

با نگاهي واقع بينانه به مساله اعتياد به مواد مخدر، به راحتي در مي يابيم که سوء مصرف مواد افيوني از قرنها پيش وجود داشته است به طوري که هم اکنون مردان و زنان زيادي، خصوصا از سنين نوجواني تا ميان سالي مواد مخدرمصرف مي کنند و به آن وابسته شده اند. اين معضل يکي از آسيبهاي مهم اجتماعي است به طوري که نه تنها سلامت فرد و جامعه را به خطر مي اندازد بلکه موجبات انحطاط رواني و اخلاقي افراد را نيز فراهم مي آورد عوامل مختلفي ازجمله وجود فقر مالي، مشکلات خانواگي، اختلافات زناشويي، وجود الگوهاي نامناسب براي همسان سازي و در نهايت مساله بيکاري از عوامل عمده گرايش به اعتيادمي تواند محسوب شود به طوريکه زمينه نظري مطالعه نمايانگر آن است که دودسته علل فردي و اجتماعي از عوامل عمده اعتياد محسوب مي شوند.

علل اعتیاد

این علل در سه مقوله  اصلی خلاصه می شوند :

الف  : عوامل سرشتی _ شخصیتی

ب : عوامل بین  شخصی

ج: عوامل  اجتماعی  زیست  محیطی ، فرهنگی.

الف _ عوامل سرشتی _ شخصیتی :  این سوال  که داروهای  مخدر اعتیاد آور  چگونه  و در کجا عمل می کنند ، منجر   به تفکر  و تعمق  درباره  پیوند احتمالی  بین وابستگی  به مواد مخدر  و استعداد  ژنتیک اشخاص  شده است  . این نظریه حاکی از آن است که به همان طریقی که بیمار  مبتلا  به دیابت  دچار کمبود انسولین   میشود  ممکن است نوعی  ضعف  زیست  شناختی  یا ژنتیک  در فرد  وجود داشته باشد که با تجویز نوع  ویژه ای  از داروهای روان کنشی  کمبود آن جبران شود .

تمایل  به اعمال زشت  و خلاف – اصولاً باید دانست  که ماده انتخابی  یک مصرف کننده به خواست او گزینش  نمی شود بلکه به وضعیت  تکاملی که فرد مصرف کننده میل دارد به آن وضعیت بازگشت کند بستگی دارد .

داشتن بیماری  روانی مانند افسردگی  و دلهره  نیز  در تمایل فرد به مصرف مواد تاثیر دارد ، بیماری های مزمن جسمی مانند دردهای بدن نیز باعث می شود که فرد  به جای  درمان علمی سراغ مصرف مواد برود .

از عوامل  شخصیتی  دیگر می توان  به داشتن وضعیت تحصیلی  نامناسب ، لذت و کنکاوی ، کم بودن  احساس  رضایت ، کمبود اعتماد  بنفس  و اطمینان به خود ، قانع نبودن ، سرکشی ، ضعف مهار شخصیتی ، تحریک پذیری آنی ، نا امیدی و غم و اندوه اشاره کرد .

ب _ عوامل بین شخصیتی : ( عواملی که به خانواده فرد ارتباط دارد ) گاهی اوقات بین مصرف مواد مخدر و کودکان در حال رشد خانواده هایی  که از طلاق ، جدایی ، یا مرگ زود هنگام همسر خوب رنج می برند پیوستگی وجود دارد ( تاثیر بر نگرشت توان  )وجود خشونت  در منزل  عاملی  که با مصرف مواد مخدر  همبستگی  نزدیکی دارد .

بی توجهی  به فرزندان  و آنها را به حالا خود رها کردن  و عدم توجه  به مشکلات  روحی  و اجتماعی آنان  از دیگر عوامل بین شخصی اعتیاد افراد  به مواد مخدر  می باشد .

ج_ عوامل اجتماعی ، زیست محیطی ، فرهنگی

طرد  شدن  از طرف  معلمان  و بستگان ، احساس  به کنار رانده شدن  و به رسمیت  شناخته  نشدن  در اجتماع  بیش  از همه اساس  نظریه های مصرف  گسترده  مواد مخدر را تشکیل  می دهند  . اگر   از  دیدگاه فلسفه  به این موضوع  بنگریم  نقطه  شروع  مصرف  مواد مخدر  بی خویشتنی ( Alienating) است .

به گفته مرتن (Morton) بی هویتی  هنگامی  به وجود  می آید  کع مقررات  اجرایی حافظ  نظام اجتماعی  ضعیف  شود و هنگامی  که فرد احساس  کند  نمی تواند یا نمی خواهد اهداف  قراردادی  یا تعریف  شده اجتماعی  و فرهنگی  را به دست  آورد  ، به وسیله  جامعه  و با استفاده  از وسایل  تجویز  شده در به دست  آوردن  آنها تلاش می کند .

فرایند اعتیاد

 اعتیاد  به  هر  شکلی  ، معمولاً طی  یک فرایند  سه مرحله ای  انجام می گیرد ، این مراحل عبارتند از :

1.  مرحله آشنایی : در این مرحله  شخص  در اثر  مسامحه  یا تشویق دیگران یا میل  به انجام یک کار تفریحی یا کنجکاوی  یا علل  دیگر  مانند کسب لذت ، به مصرف مواد مخدر  آشنا  می شود .

2.  مرحله میل  به افزایش مواد : در این مرحله  ، بدن هر روز به مواد  بیشتری  نیاز پیدا  می کند  بعد از مدتها استفاده نا مرتب  از مواد مخدر  ، شخص دچار شک و تردید شده  برای رهایی  از آن  با امیال  خود دست  به مبارزه می زند .

3. مرحله اعتیاد ( بیماری ) :  در این مرحله ، بعد از شک  و تردید  و شاید مدتی ترک اعتیاد ، شخص سرانجام  به مرحله اعتیاد واقعی می رسد که اگر  مواد مخدر کم  یا بدون  رعایت  ترتیبات  لازم  ناگهان  قطع  شود . نشانه های  سندروم  محرومیت بروز می کند .

مصرف  هروئین به سرعت موجب  اعتیاد  می شود ، تریاک  پس از مصرف دارو  و حدود  یکماه  متوالی به چنین  مرحله ای می رسد . اما اعتیاد  به الکل  مستلزم  مصرف  آن به مدت طولانی تر است .

معتاد  مزمن  به مواد مخدر  خصوصیات  زیر را دارد :

1. اجباراً و بدون اختیار  و اراده مواد مخدر  مصرف می کند .

2. به مواد مخدر  وابستگی  جسمی و روانی  و در موارد  نادر ی فقط دلبستگی  روانی  پیدا می کند  و چون  به مصرف  آن نیاز  شدید  دارد ، چاره ای  جز  مصرف مواد مخدر  نمی یابد .

3 . بر اثر حالت  تحملی  که نسبت  به ماده  مخدر  در او ایجاد   می شود  و به طور مرتب  مقدار  مصرف  را افزایش می دهد، بنابراین  معتاد  به طور مستمر جسم و روان  خود را مسموم  ومسموم تر می کند  و روز به روز به این  سم کشنده  نیازمندتر  و نسبت  به مصرف آن  بی اختیارتر  می شود . زیرا  در صورت  عدم  مصرف دچار  نشانگان  محرومیت  می گردد  که تحملش  برای معتاد  مزمن  ممکن نیست .

تشخیص معتاد

معمولاً خود معتاد اعتراف می کند  که معتاد است و نیاز به ماده  مخدر  دارد  با این  حال ، برخی  تغییرات روانی و اجتماعی و خلق و خوی او می تواند ما را در شناخت  " معتاد " یاری  دهد . در زیر  به چند  مورد  از این تغییرات  اشاره می شود :

1. معتاد دارای ظاهری  ضعیف ، فرتوت و پژمرده  رنگ ، چهره  تیره و کدر  ، دندانهای پوسیده و زردرنگ است .

2 . تنگ بودن مردمک چشم ، احتمال اعتیاد را می رساند ، ولی نشانه ای قطعی  نیست .

3. وجود دوره های بی قراری ، تحریک پذیری و عصبانیت  و اضطراب  که تقریباً به طور ناگهانی  جای  خود را  به سرخوشی و رضایت  آشکار  و آرامش  می دهد .

4. تمایل به کناره گیری  از بستگان  به ویژه والدین  ، برادر  و خواهر  و اشتیاق به افزایش معاشزت با دوستان  مشکوک  و جدید

5. تغییر ساعات خواب ،  دیر خوابیدن در شب  و دیر بیدار شدن در صبح

6. بالا رفتن  هزین های  شخصی و درخواست  مکرر  پول از والدین و دیگران

7. بستن در اتاق به روی  خود برای مدت طولانی  تا آنکه  تغییر احوالش بر دیگران معلوم نشود .

8. بی توجهی  به ظاهر خود و داشتن  موهای ژولیده  و لباسهای کثیف  و افزایش رفت و  آمدهای  ظاهراً بی مقصد و مشکوک

9. خواب آلوده  و افسرده بودن همراه  با شادابی بسیار زودگذر

10. در توالت  ماندن بیش از حد معمول

11. پرگو و یاوه گو  شدن ، دروغ گویی و دادن  وعده های بی اساس

12.  استعمال  داروهای ویژه اعصاب  یا نیرو بخش  و خواب آور  و پیدا شدن وسایل  مشکوک استعمال مواد مخدر  در محیط  زندگی  معتاد

13 بی توجه ، بی علاقگی و بی تفاوتی نسبت  به کار و گریزان  بودن  از انجام کارهای بدنی  ، به ویژه ورزش

عوارض  روانی

 معتاد فاقد تعادل روانی است  و لا ابالی گری ، عدم  توجه  به اصول  و مقررات  جامعه   تسلیم  شدن  در برابر پیشامدها، ضعف اراده ، بی توجهی  به مسئولیتهای فردی  و اجتماعی  ، از خصوصیات رفتاری معتاد است .

معتادان  از لحاظ  عاطفی   نابالغ ، عصیانگر ، بی قرار ،  و دارای  احساسات  خصومت زا هستند . همچنین ،  اینان افرادی مضطربند که احساس بی کفایتی و تنهایی می کنند با توجه به این واکنشها است  که می توان  تمایلات  روان نژندی  و روان رنجوری  را در آنها تشخیص داد

اصل  اتکای روانی مقدم  بر تاثیر  اعتیاد بر جسم است،  زیرا شخص معتاد  بیش از آنکه تعادل  جسمانی خود  را از دست بدهد  تعادل روانی خود را تا رسیدن به دارو  از دست  می دهد، غالب معتادان به ویژه آنهایی  که به مصرف  موادی  چون حشیش ، ال. اس . دی و کوکائین  و الکل مبتلا  هستند ، به بیماری های روانی  نیز دچار  می شوند .

 عوارض اعتیاد

شامل همه مواردی  است  که روی جسم و روان تاثیر  می گذارد  ایجاد وابستگی  می نماید  و باعث  هیجان  ، عصبانیت ، افسردگی ، رفتار  غیر طبیعی و یا گیجی  می شود . مصرف  این موارد  ایجاد وابستگی  می نماید .

این عوارض در پنج بخش  مورد بررسی قرار می گیرد :

1- عوارض اقتصادی  2 - عوارض خانوادگی  و فامیلی 3- عوارض جسمی  و روانی 4- عوارض شغلی           5- عوارض اجتماعی

1- عوارض اقتصادی

نگهداری مجرمین  مواد مخدر  و معتادان  در زندان  هزینه اقتصادی  زیادی  را در  می گیرد  که این هزینه ها عبارتند از  :

- هزینه های مراقبت  های بهداشتی  ، تغذیه ، پوشاک ، پرسنلی(کارمند  و یا کارگر  که در اختیار  زندان     می باشد ) که هزینه ساخت  زندان  را نیز  به آن  باید اضافه  نمود .

- هزینه های مراقبت های بهداشتی ثانویه  مانند  ساخت  بیمارستان  ها و درمانگاه ها ، زیرا معتادی که  در اثر  مصرف مخدر  به بیماری  جسمی  و روانی  مبتلا  می شود ، گاهی موارد  احتیاج  به بستری شدن  و درمان  دارد . 

هزینه های وارد  به نیروی انتظامی  ، تاسیس  نیروهای  ویژه مبارزه  با  مواد مخدر  و خرید  دستگاههای مورد  استفاده  و تخصصی  دیگر  که بسیار  قابل  توجه می باشد .

- هزینه های  قضات  و دادگاه ها ، تجهیز  و ساخت  مراکز  آزمایشگاهی  و تاسیس  مراکز باز پروری  و تهیه دارو.

- هزینه کنترل  مرزها ، تعمیر  و ساخت جاده ها  و تاسیس  پاسگاههای نیروی  انتظامی  وهزینه  انجام طرحهای  تحقیقاتی که در این خصوص انجام می گیرد .

- هزینه  تشکیل  سیمنارها  و گردهمایی ها  و کنفرانس  ها و هزینه مسافرت های  داخلی  و خارجی  محققین  و دست اندرکاران ، که در مجموع  بار اقتصادی  کلانی  را به دولت  وارد می کند . طبق  محاسبات  انجام شده و در ایالت  متحده  امریکا  هر معتاد  در سال حدود 1000 تا 1500 دلار زیان  و خسارت  به مملکت  وارد می کند .

عوارض  خانوادگی  و فامیلی

طلاق  و جدایی

 با توجه  به آمارهای موجود  حدود 33 در صد  از علل  طلاق  به نوعی  با مواد مخدر  ارتباط  دارد، نابسامانی خانوادگی  ، جر و بحث ، درگیری  و جدال در بین خانواده هایی که شوهر یا زن معتاد به مواد مخدر  هستند بسیار فراوان  می باشد  و عموماً افراد معتاد ، خانواده هایی متشنج دارند که  حتی  فامیل  و همسایگان دور  و نزدیک از این  امر  آگاهند .

محدود شدن روابط  خانوادگی

افراد معتاد به دلیل  بی حوصلگی ناشی  از مصرف  مواد مخدر  تمایلی  به ارتباط و برقراری ارتباط با اقوام و دوستان و یا سایر گروه ها را ندارد و همیشه  سعی  در محدود  کردن روابط  با فامیل دارد .

غفلت  از فرزند

افراد معتاد  نسبت به  افراد عادی  درگیری ذهنی  بیشتری   دارند . تهیه مواد ،  مکان مصرف مواد ،  هزینه  خرید مواد  و خوب  یا بد  بودن  نوع مواد  ، در طی  روز  تا حدودی  فکر معتاد  را به خود  مشغول  می دارد  هم چنین  نشئگی  ناشی از  مصرف  مواد و خماری ناشی  از عدم  مصرف یا دیر شدن  زمان مصرف  یا بد  بودن جنس  مواد باعث  عدم ثبات  خلقی  در معتاد  و در نتیجه  غفلت او  از  پرورش  و تربیت  صحیح  فرزندانش  می شود .

 خشونت در خانواده

زمانی   که فرد معتاد  به عللی  نتواند  مواد مخدر  تهیه کند  و یا اینکه  دیر مواد  مصرف کند،  دچار نوعی  حالت خشونت می شود  یا به عبارتی  رفتار ضد  اجتماعی  از خود نشان  می دهد  که این  امر با همسر آزاری  و کودک  آزاری  همراه می باشد که در موارد  شدید  با شکایت همسر  از وی  به مراجع  قانونی  همراه باشد .

افت  سطح  اجتماعی  خانواده

به دلیل  درگیری های مکرر  در خانواده  معتاد  و مسایل  حاشیه ای  ناشی  از آن عموماً افت  سطح اجتماعی  در این گونه  خانواده ها مشخص می باشد ..

افت سطح اقتصادی خانواده

شخص معتادی که  حقوق ثابت می گیرد  به دلیل  اعتیاد  می بایست  مبلغ  قابل توجهی  از حقوق  خود را جهت  خرید  مواد مخدر  خرج نماید   که این امر  در خانواده هایی  که درسطح اقتصادی  پایین  یا متوسط  جامعه قرار دارذند  مشکلات  بیشتری  به وجود می آورد .

3- عوارض جسمی  و روانی

کاهش وزن :  مصرف مواد مخدر  بخصوص  در شروع مصرف موجب کاهش وزن قابل توجهی  در  شخص معتاد  می شود  به طوری  که این امر با نوع ماده مخدر  مصرفی  ومقدار  مصرف روزانه  و حتی الگوی مصرفی ( دود کردن ، تزریق ، خوردن ، اسنشاق ) نیز در مرتبط  می باشد .

به طور مثال کسانی  که مصرف  خوراکی  تریاکی را شروع می نمایند  کاهش  وزن بیشتری  نسبت  به کسانی  که مصرف  نوع کشیدن  دارند  از خود نشان  می دهند ، متغیر  بودن  ساعت  مصرف  و تعداد دفعات  مصرف روزانه  نیز در کاهش  وزن شخص  معتاد بی تاثیر  نمی باشد، گاهی  این کاهش  وزن  می تواند  در طی ماه اول  تا ده کیلو گرم  را باشد.

اختلالات گوارشی :  افراد معتاد  به خصوص  کسانی  که مصرف  خوراکی  تریاک  دارند  بیشتر از  افراد طبیعی  دچار  زخم های معده  و روده  و ناراحتی  های گوارشی  مانند تهوع ، ترش کردن ، سوزش  سر معده و... می شوند . به ویژه  اگر فرد معتاد  دارای  مشکلات  روحی  و عصبی  نیز باشد  این عوارض  شدت می  یایند . زیرا فشارها و دلهره روزانه  سبب  ازدیاد ترشحات  اسیدی  معده شده  و مخاط  داخلی  دستگاه  گوارش   را سست  و آسیب  پذیر  می سازد .

سوء هاضمه  و سوء تغذیه : در اثر  کمبود  انواع ویتامین  های گروه B   و تاثیر  مواد مخدر  بر مراکز اشتها ، شخص معتاد  پس از مدتی  کوتاه  دچار سوء  تغذیه  می گردد  به  خصوص  اگر  از لحاظ   مالی  در .ضعیت  مناسبی  نباشد  و تغذیه کافی  نداشته  باشد  . هم چنین  متابولیسم  پایه  در معتادان  کم خون  نیز به درجاتی  مشاهده می گردد .

ضعف سیستم  ایمنی  :  غیر فعال شدن  گلبولهای سفید  و کاهش  ایمونوگلوبولین های خونی  ومختل  شدن  سیستم  دفاعی  بدن  موجب   مستعد  شدن  فرد معتاد  به عفونت می شود .

ضعف  قلبی و عروقی : استنشاق دود مواد  مخدر  سبب آسیب مکرر  سلول های آندو تلیال  عروق  خونی   به ویژه قلب شده  و سبب بروز  ضایعات  در داخل  عروق  می گردد  مانند کاهش  فشار خون ، تغییر در تعداد ضربان قلب ، نامنظم شدن  ضربان قلب ،  عفونت قلب _  که می تواند  ناشی  از عوامل  میکروبی   و عوامل  تقلبی  موجود  در مواد مخدر  باشد ( ریه  خشک شده  شتر ،  و خون  خشک شده  گوساله ، قره قورت ، و چند نوع  از داروهای نرولپتیک و خاک چینی ) _  و همچنین  می تواند  موجب آزردگی  اندوتلیوم  قلب شود  که زمینه  را برای رشد  میکروب  فراهم  می سازد  و در  شرایطی  نیز سکته قلبی حادث می گردد .

اختلالات مغزی : گشادی  عروق  مغزی ،  افزایش  جریان  خون مغزی  و افزایش  فشار مایع نخاع ،  تشنج ، پارگی  شدید  و ناگهانی  رگ های  مغزی  ، التهاب  مغز  ، ادم مغزی  و آبسه  مغزی .

عوارض تنفسی  و ریوی : مواد مخدر  تنفس  را با تغییر دادن  واکنش  به دی اکسید  کربن  و هم  چنین  با تعدیل  عصبی  مراکز  تنفسی- برای ایجاد تغییرات  در تعداد  تنفس  و آهنگ تنفس- تحت  تاثیر  قرار    می دهند، بی هوشی ، سرفه های شدید ، برنشیت مزمن و... از جمله  این عوارض  هستند .

اثرات ناشی  از تزریق  و ناخالصی :  مسمومیت عصبی  مرکزی، ضایعات  عصبی  محیطی ، سندرم  نفروتیک یا نارسائی  شدید  کلیه  ، نارسایی  شدید کبد  و بیماری های بسیاری که ناشی  از مصرف  مواد مخدر  تقلبی  و ناخالصی ها می باشد .

عفونت های خطرناک : مانند ایدز ، هپاتیت و کزاز  که حتی  مصرف یک بار سرنگ آلوده  موجب  گرفتاری  و آلودگی  به این سه  بیماری  خطرناک  می شود  . در اینجا  باید  یک هشدار  کاملاً جدی به  معتادین  تزریقی  داده شود   که به هیچ  عنوان  از سرنگ  مشترک  جهت تزریق  استفاده ننمایند .

عوارض کلیوی :  نارسایی  حاد کلیه  ، کاهش ادرار ، نفروپاتی  کلیه  که موجب  دفع  بیش از اندازه  پروتیین می شود .

تاثیر  بر هورمون های دیگر: کم کاری  غده  فوق کلیه ، کاهش  ترشح  هورمون های غده  فوق کلیه . اثرات سمی  بر پوست  بدن :  خارش کهیر ، خارش  در بینی که شاید علل  عصبی  داشته باشد ، ضایعات  متعدد  پوستی ، هموراژی پوستی ( خونریزی پوستی )

تاثیر  در حاملگی  و زایمان : سقط جنین ، جداشدگی  زود رس جفت ، التهاب پرده آمینیون ، سرو ته متولد شدن  نوزاد ، مرگ داخل رحمی جنین ، تاخیر  در رشد  داخلی رحمی ، دیابت  حاملگی ، زایمان زود رس.

اثرات  مواد مخدر بر جنین و نوزاد :  تحریک پذیری  زیاد ،  اختلال گوارشی  ، اختلال  تنفسی  خمیازه ، عطسه ، تب ، خال خال شدن پوست ، لرزش ، عدم هماهنگی  و بی اثری  رفلکس های مکیدن  و جویدن.

عوارض  روحی و روانی : تغییرات  هوشیاری  و اندیشه  ، مثل چرت زدن ناتوانی  در تمرکز  فکر ، اِشکال  در فکر کردن  ، کاهش تیز بینی  و ایجاد خماری

آثار حرکتی : تنبلی ، بی حرکتی

آثار رفتاری : رخوت ، سستی ، بی تفاوتی  و بی ارادگی

اختلال  شخصیت  ضد اجتماعی : افسردگی  که شایع  ترین  عارضه روانی  می باشد  ، اضطراب  و نا امیدی ، 4-عوارض  شغلی

غیبت از کار : بسیار شایع  می باشد  صبح ها دیر سرکار  می روند  و بعد ظهرها  تمایلی  به اضافه  کاری ندارند  و غیبت های  مکرر  آنها موجب  نارضایتی  مدیران  مسوول می گردد .

اخراج و بیکاری :  تنبلی  و سستی  که موجب  اخراج  شخص معتاد  از کار  می شود .

سوانح  و رویداد  حین  کار :  شخص معتاد  به دلیل  عوارض  روحی  مواد مخدر  و چرت زدن های مکرر  و سستی  در حین  کار بیشتر  از شخص عادی  حوادث  و رویداد کار  می شود  مانند قطع انگشتان دست ، بریدگی  انگشتان ، اشتباهات  مالی ، سقوط  از ارتفاع ، تصادف  در

رانندگی  ، برق گرفتگی ، شکستگی  استخوان  ، ناراحتی  های چشمی و...

5-  عوارض اجتماعی

ارتکاب  انواع جرایم : نزدیک  به نیمی  از زندانیان  موجود  در زندان ها در ارتباط  با مواد مخدر  هستند . سرقت  و دزدی   ناشی  از فقر  اقتصادی  در جهت  خرید  مواد مخدر ، فحشا در دختران  جوان  که نمی توانند پول  خرید مواد مخدر را از والدین  یا کارکردن  تهیه نمایند . فروشندگان مواد مخدر  در ابتدای  فروش به  این دختران جوان  مواد را باقیمتی  ارزان  و در بسیاری موارد حتی  رایگان  در اختیارشان می گذارند و بعد  از آن  که دختران  معتاد شدند آن وقت می بایست  به هر قیمتی  مواد را  تهیه نمایند  که از همین  جا فساد  و فحشا  در این دختران  خواسته  یا ناخواسته  شروع  می شود .

انواع مشاغل کاذب : که در ارتباط  با خرید و فروش  ، نگهداری ، حمل ( دستی یا وسیله  نقلیه)  یا استفاده  از حیوانات  و ... به وجود می آید .

طرد شدن : مهجور شدن  از دوستان ، همکلاسان ، همکاران  و به طور کلی  کسانی که  به اعتیاد  شخص  پی می برند   که این موضوع  در بسیاری  از معتادان  زمینه ساز  منزوی  شدن  و کناره گیری  بیشتر از اجتماع  می باشد .

علل گرایش  جوانان به اعتیاد

در گرایش به  مصرف مواد مخدر  عوامل بسیاری  قابل  طرح و بررسی می باشد  که در یک  تقسیم بندی  کلی :  زمینه های  ایجاد  آن را می توان  به دو دسته تقسیم  نمود .

الف_ عوامل عمومی  و کلی  بروز  جرم و انحراف در میان  واحدهای انسانی  ، شامل کلیه مسایلی  که تاثیر  آنها  در تمامی  انحرافات  و سنین  مختلف  قابل  مشاهده می باشد که آنها زمینه را  برای بروز  هر نوع  بزهکاری  و انحراف  افراد ،  از جمله  اعتیاد  فراهم  می سازند ، که به این ترتیب  احتمال قرار گرفتن  فرد  در گروهای ناهنجار  قوت  می گیرد ، مانند بی توجهی  خانواده  در تربیت  ، با  کنترل  زمینه  و شرایط رشد  کودک  در محیط های مختلف.

ب- عوامل اختصاصی ، عبارت  است  از کلیه  عواملی   که زمینه ساز  بروز فساد  یا بزهکاری  خاص  می شوند . همچون  فقر  و محرومیت  که سابقه  آن  در زندگی  بسیاری  از مجرمین  مشاهده  می شود .

نظر  به اهمیت  دو عامل  فوق  ، در  ذیل  اشاره ای  گذرا  بر اهم  محورهای  هر یک از دو دسته  عوامل مذکور  می نماییم .

الف _ مهم ترین  عوامل  عمومی  و کلی  در گرایش  به اعتیاد

1- محیط جغرافیایی  و طبیعی : همان طور  که محیط  زیست  بر روی  رنگ پوست  و قبول  یک فرهنگ  و تعلق  به یک ملت  و دین  در افراد  موثر است در گرایش  آنان  به اعتیاد  نیز می تواند تاثیر  گذرا باشد .

برای نمونه  واقع شدن  یک منطقه  یا کشور  در کانون  تولید  و یا تزانزیت  و عبور  مواد مخدر ،  می تواند  موجب فراوانی  مواد و دسترسی  راحت  به آن  برای افراد ساکن  در ناحیه  باشد  و از این  طریق  تمایل  به مصرف  مواد مخدر را در میان  آنان افزایش دهد .

2- محیط اجتماعی : شرایط  اجتماعی   در جوامع  موجب می شود   تا ، گاهی  بر اثر  عوامل  مختلف  تاریخی  و فرهنگی  ، بعضی از انحرافات  ، قبیح تلقی نشود .  در جامعه ای  که زشت بودن استعمال مواد مخدر  از دیدگاه  افکار  عمومی   ، مانند سایر  انحرافات  نمی باشد .  پذیرش  و تمایل  به اعتیاد در آن جامعه  افزایش  می یابد .

3- محیط خانواده : خانواده در گرایش  فرد  به انحراف  نقش  اساسی ایفا  می نماید ، به خصوص  در  مواقعی که سرپرست خانوار از قبول  مسوولیت  خطیر  تربیتی  برای ایجاد   محیط سالم  مادی   و معنوی  سرباز     می زند و یا در برخورد  با فرزندان  تبعیض های گوناگون  اعمال  می کند .

در خانواده ای  که یکی  از والدین  ( پدر یا مادر )  در اثر  طلاق  در آن  ، حضور  ندارند ، احتمال  تمایل  به رفتار مجرمانه  فرزندان  افزایش  می یابد  و به این ترتیب  انحراف  پذیری  دارای  ضرایب  بالایی  می شود  همچنین  در شرایطی  که فرد  نوجوان  و جوان در خانواده ای  که سرپرست  آن معتاد  می باشد  ، به سر برد  ، احتمال تمایل  به اعتیاد  در وی  از سایرین بیشتر  خواهد بود .

4- محیطهای دوستی  و گروه همسالان :  گروه همسالان  پس از خانواده ، بیشترین  نقش را  در  اثر گذاری  و شکل  گیری  شخصیت  افراد  عهده  دار است که این نقش  در میان  سنین  جوانی  و  نوجوانی  از نقش خانواده  برای فرد ، مهمتر و بیشتر  میباشد .

      در صورتی  ورود  فرد   به گروههایی  با عضویت  افراد  آلوده ، اخذ الگوهای  غلط  و از جمله  اعتیاد  از طریق  این گروهها  غیر قابل  انکار می باشد . در گروههای همسالان ، با  ابتلای  یک عضو   به اعتیاد  ، گرایش  و پذیرش  دیگر   اعضای گروه  به اعتیاد  امری  غیر قابل  اجتناب  خواهد بود .

5- محیط آموزشی : به لحاظ  اثر گذاری  محیطهای آموزشی  در تربیت  و تکوین  شخصیت  جوانان و نوجوانان _ با توجه  به آنکه  اکثر  گروه های همسالان  نیز  در آنها  شکل می گیرند _ محیط  آموزشی  پس از خانواده ، مقام  والایی  دارد . در مراکز  تحصیلی  که فضای  آموزشی  محدود  و تعداد  دانش آموزان  بسیار  زیاد می باشد  ، و از آنجا  که معلمینی  که آموزش های  ویژه  دیده باشند و انگیزه ی لازم  جهت هدایت شاگردان  را داشته باشند  اندک و قلیل هستند ، علاقه تحصیلی از  دانش آموز سلب  می شده  و به علت  کم رنگ بودن  کنترل  مسوولین آموزشی ، شکل گیری  گروه های  انواع جرایم و انحرافات  را از یکدیگر  یاد می گیرند  و به آن مبادرت  می ورزند که از جمله  آنها  می توان اعتیاد  به مواد مخدر  را نام برد .

ب - مهم ترین عوامل اختصاصی در گرایش  به اعتیاد

1- در دسترس  بودن  مواد مخدر : ساده  ترین  علت  بروز  اعتیاد  در یک جامعه ، سهولت دسترسی  به مواد مخدر  در آن  می باشد . با توجه  به این که  ایران  در مسیر  بزرگ ترین شاهراه  ترانزیت  مواد مخدر از منطقه هلال طلایی می باشد -  که به همراه  منطقه  مثلث  طلایی  ، بزرگ ترین نقطه تولید مواد مخدر  جهان است - به طور  طبیعی موجب  وفور مواد  مخدر  در کشور ما شده است که در این بین ، دست های پنهان  استکبار جهانی  را درامر  توزیع  مواد مخدر  در کشور  نمی توان نادیده گرفت .

2- دوستان ناباب :  کودکان و نوجوانان در جریان  جامعه پذیری  و تکوین شخصیت  ، به  الگو پذیری  از گروه  همسالان  تمایل  دارند  ، عوامل  این تمایل  در زیر آمده است .

الف - خانوادگی : تاریخچه ی خانوادگی اعتیاد و سوء مصرف  یا نظر  مساعد نسبت به مواد  مخدر ، تاریخچۀ  خانوادگی رفتارهای  ناهنجار  و مخاطره آمیز ( مانند دزدی  یا قاچاق ) آشفتگی  و به هم ریختگی  سیستم  خانواده ،محرومیت اقتصادی و اجتماعی از عوامل  مهم در بروز یا  تشدید اعتیاد  به شمار می آیند،عدم آشنایی  و توجه  به تغییر  و تحولات دوران نوجوانی  از طرف  خانواده ها نیز می تواند  باعث تضادهای خانوادگی شده  که این مناقشات و برخورد ها  به نوبه  خود  منجر  به کشیده شدن  فرد  به سوی  رفتارهای ناهنجار از جمله  مصرف  مواد مخدر  شود .

ب-  عوامل  مربوط  به تحصیل  و مدرسه : در این مورد  باید ،  هم به نگرش فرد  نسبت  به تحصیل  و مدرسه  توجه داشت  و هم  به عکس العمل  اولیای  مدرسه  نسبت  به مسایل  دوران  نوجوانی  و مشکلات  نوجوانان .

به طور کلی  نوجوانانی   که در دوران  دبستان  مشکلات  تحصیلی  داشته  و در سنین  پایین  رفتارهای  ضد اجتماعی  از خود نشان  می دهند  و نگرشی منفی  نسبت  به مدرسه  دارند  بیشتر  از  کسانی  که چنین  ویژگیهایی ندارند در معرض  خطر  قرار دارند .

اگر اولیای مدرسه  شناخت  کافی  از علل  و عوامل  موثر  در گرایش  نوجوانان  به سوی  مصرف  مواد مخدر  نداشته باشند  . و آموزش  لازم  در جهت شناسایی  افرادی  که در معرض  خطر قراردارند  را کسب  نکرده باشند  و نسبت  به رفتارهایی  که نشان دهنده  مصرف  مواد مخدراست حساس نباشند ، ممکن است واکنش هایی نشان دهند  که باعث سوق  دادن بیشتر  فرد  به سوی مصرف مواد  مخدر  بشود . لذا  ضروری است  که اولیای  مدارس  به خصوص مشاورین  در زمینه اعتیاد  آموزش های کافی  ببینند که بتوانند  نوجوانانی  که یا  در معرض  خطر اعتیاد  قراردارند  یا مواد  مخدر مصرف  می کنند  را به موقع شناسایی  نموده و نسبت  به پیشگیری  از بروز  اعتیاد  و یادرمان  آن اقدامات  لازم  را انجام دهند .

 عوامل  موثر  در افزایش  تولید وقاچاق مواد مخدر

اقتصاد : مهم ترین  عامل موثر  در افزایش  قاچاق  مواد مخدر سود  سرشار  آن  است . مشهور است  که سود  قاچاق  مواد مخدر ،  برای قاچاقچیان عمده ، سالانه  حدود 500 میلیارد  و پول  در گردش آن حدود پنج هزار میلیارد  دلار امریکاست ، که میزان تجارت  مواد مخدر  حتی  از تجارت  نفت  هم بیشتر است .

سیاست : قدرت های  اسثمارگر با هدف  تسخیر  مغزها و سلب  تحرک  ملت های تحت استثمار  بر عرضه  مواد مخدر  می افزایند ؛ آن ها به جای  جنگ  و به کارگیری  سلاح های مرگ بار  از مواد مخدر  می افزایند ، آن ها بجای جنگ و به کارگیری  سلاح های مرگبار  از مواد مخدر  که سلاحی رخوت زا  و سستی آور است ، استفاده  می کنند  تا تحرک  ، فعالیت ، وطن دوستی و توان مداخله  در امور ملی  را ازمردم  بگیرند  و بتوانند  به اهداف  پلیدشان  و در راس  آن ها  حفظ  قدرت  شیطانی  دست پا زند .

تشتت آرا  و عملکرد ها :  از عوامل  نسبتاً  مهم افزایش  تولید ، توزیع  و اشاعه  مصرف  مواد مخدر تشتت  آرا  در برخورد  و عملکرد  دولتمردان   کشورهای  مختلف   در مورد مواد مخدر است . اغلب آنها  حتی  به امضای  خود در مورد  مفاد کنوانسیون های 1961,1971,1988 بیانه CMO و تعداد بسیاری  پیمان ها ، قطعنامه ها و بیانه ها پای بند  نیستند  و به  تعهدات   خود عمل نمیکنند و باز دارنده های مقرر  شده  در معاهده ها زا  از قبیل کنترل توزیع ، جلوگیری از پول شویی  درآمدهای حاصل از قاچاق مواد مخدر ، استرداد  مجرمان  قاچاق  مواد مخدر ، معاضدت های  قضایی ، کنترل  سرایت  بیماری ایدز از طریق  مواد مخدر  با سرنگ  مشترک  آلوده  و به طور کلی  تعهدات  مربوط به بهداشت  جمعیت  کشورهای  خود و جامعه  جهانی در پیشگیری  از مصرف  مواد مخدر  به کار نمی گیرند ، مصرف کنندگان  مواد مخدر  را تا حدودی  آزاد می گذارند و باعث افزایش  عرضه  و مصرف مواد مخدر  می شوند .

تولید تریاک  در افغانستان  در سال 2001 به علت  وضعیت  سیاسی طالبان  ، فعالیت های دولت جمهوری  اسلامی  ایران  در برنامه کشت  جایگزین  و خشکسالی  کاهش چشمگیری  یافت.

رئیس هیئت بین المللی  کنترل  مواد مخدر  ، در وین ، چنین  گفته است   براساس تخمین  کارشناسان  ، مواد مخدر  موجود  در انبارهای  داخل  افغانستان  معادل 300 تن هروئین( معادل  3000 تن تریاک )  است که برای مصرف  20 سال  یک کشور 60 میلیون نفری  اروپایی کفایت  می کند .

شخصیت  و اعتیاد

بین شخصیت و اعتیاد  رابطه ای متقابل  وجود دارد یعنی فرد  به علت  وضع خاص شخصیتی  و نیازها  و شکستها ، ناتوانی در برخورد با مسایل  و ناکامی  در زندگی ، عدم ثبات عاطفی  و ناملایمات دیگر به اعتیاد  رو می آورد و اعتیاد  نیز  به نوبه خود موجب  از بین انسجام روانی  و هیجانی  شخص  می شود بدین ترتیب ، بین اعتیاد و شخصیت  دور باطلی  ایجاد  می گردد که مبارزه  با آن مستلزم تغییر شرایط  بیرونی  و درونی ، یعنی ایجاد اراده ای  و روحیه ای قوی و آسیب ناپذیر است و بالاخره ، به دلیل فساد  بافتهای  مغزی که از مصرف مواد مخدر  به وجود  می آید شخص کنترل حرکات خود را از دست داده ، آمادگی آسیب رسانی به خود و دیگران را پیدا می کند  از این رو ،  به موازات  افزایش  معتادان ، سرقتها و انحرافات اجتماعی  و اخلاقی نیز روز افزون می شود .

شناخت  شخصیت  و ویژگیها  رفتار ی معتادان به منظور  مبارزه با اعتیاد  و نیز  پیشگیری  و درمان آن ، از اهمیت  ویژه ای برخوردار است . اعتیاد  ، دگرگونیهایی در خلق  و خوی  معتاد  به وجود می آورد که از احوال ظاهریش می توان بدانها پی برد .

عوارض اجتماعی

معتادان نه تنها مولد و سازنده نیستند ، بلکه مصرف کنندگانی هستند که غیر از ضرر اجتماعی هنری ندارند . فرد معتاد نسبت به اعضای خانواده ی خود احساس مسئولیت نمی کند ، موقعیت اجتماعی او متزلزل است ، به دیگران اعتماد ندارد . و برآوردن نیاز های خود را مقدم بر دیگران می داند ، روابط اجتماعی معتاد بسیار سطحی و تصنعی بوده ، به ندرت می توانند پیوند های مستحکم عاطفی و وفاداری و تعهد داشته باشد . چنین فردی فقط برای کسی که بتواند برای او مواد مخدر تهیه کند اهمیت قایل است .

ارتکاب جرایم معتادان به علت ضعف روابط انسانی هر روز بیشترمی شود و به همین دلیل اعتماد عمومی و اهمیت اجتماعی به خطر می افتد . زیرا اکثر معتادان ناگزیر برای تاًمین مواد مخدر به راههای نادرست نظیر دزدی ، تجاوز به دیگران و آدمکشی روی می آورند .

نظريه هاي  يادگيري  اجتماعي

 مجموع  صاحب نظراني  که  موضوع  يادگيري  اجتماعي  را مطرح  ساخته اند بر اين  باورند که  کج رفتاري  و همنوايي  طي  فرايندهايي  مشابه  ياد گرفته  مي شوند و کج رفتاري  نتيجه  يادگيري  هنجارها و ارزش هاي  انحرافي  به  ويژه  در چارچوب  خرده  فرهنگ ها و گروه هاي  همالان  است . بنابراين  نکته  اصلي  در اين  نظريه ها اين  است  که  افراد کج رفتاري  را در طول  تعامل  خود و طي  فرايندهاي  خاصي  که  توضيح  داده  خواهد شد ياد مي گيرند.

سادرلند و پيوند افتراقي

 نظريه  پيوند افتراقي  ادوين  سادرلند، مشهورترين  نظريه  از مجموع  نظريه هاي  جامعه پذيري  يا يادگيري  در مباحث  کج رفتاري  اجتماعي  است، نکته  اصلي  نظريه  سادرلند اين  است  که  افراد به  اين  علت  کج رفتار مي شوند که  تعداد تماس هاي  انحرافي  آنان  بيش  از تماس هاي  غيرانحرافي شان  است ، اين  تفاوت  تعامل  افراد با کساني  که  ايده هاي  کج  رفتارانه  دارند نسبت  به  افرادي  که  از ايده هاي  همنوايانه  برخوردارند (يعني  تماس  بيشتر آنان  با کج رفتاران  يا ايده هاي  کج رفتاري ) علت  اصلي  کج رفتاري  آن هاست .

خلاصه اي  از رويکرد سادرلند به  مسأله  کج رفتاري  را به  دليل  اهميت  فراوان  آن  نقل  مي کنيم :

 1ـ کج رفتاري  يادگرفتني  است . نه  ارثي  است  و نه  محصول  بهره  هوشي  پايين  يا آسيب  مغزي  و امثال  آن

 2ـ کج رفتاري  در تعامل  با ديگران  آموخته  مي شود.

 3ـ بخش  اصلي  يادگيري  کج رفتاري  در حلقه  درون  گروه  روي  مي دهد و رسانه هاي  جمعي  و مطبوعات  نقش  دوم  را ايفا مي کنند.

 4ـ يادگيري  کج رفتاري  شامل  آموختن  فنون  خلاف کاري  و سمت  و سوي  خاص  انگيزه ها، کشش ها و گرايش ها مي شود.

 5ـ سمت  و سوي  خاص  انگيزه ها و کشش ها از تعريف هاي  مخالف  و موافق  هنجارها ياد گرفته  مي شود.

 6ـ فرد به  دليل  بيشتر بودن  تعريف هاي  موافق  تخلف ، به  نسبت  تعريف هاي  موافق  با همنوايي  با هنجارها کج رفتار مي شود.

 اين  نکته ، قضيه  کليدي  نظريه  سادرلند است .

 7ـ پيوندهاي  افتراقي  ممکن  است  از نظر فراواني ، دوام ، رجحان  و شدت ، متفاوت  باشند.

 8ـ فرايند يادگيري  کج رفتاري  از طريق  تعامل  با کج رفتاران  و همنوايان ، سازوکارهاي  مشابهي  با هر نوع  يادگيري  ديگر دارد.

 9ـ کج رفتاري  را که  خود تجلي  نيازها و ارزش هاي  کلي  است  نمي توان  با همين  نيازها و ارزش هاي  کلي  تبين  کرد (سادرلند و کرسي ، 1966: 83-77).

 سادرلند البته  قصد نداشته  است  که  همه  قضاياي  نه  گانه  فوق  را در مورد اشکال  مختلف  کج رفتاري  بکار بندد، اما او هم  مثل  مرتن  و به  پيروي  از دورکيم  بر اين  باور بوده  است  که  کج  رفتاري  رويدادي  طبيعي  در جامعه  است  و در حالي  که  مرتن  در سطح  ساختار اجتماعي  نشان  داد که  کج رفتاري  را    مي توان  پاسخي  عادي  به  شرايط  اجتماعي  غيرعادي  دانست ، سادرلند در سطح  تعامل  اجتماعي ، مدعي  شد که  افراد به  همان  شيوه اي  که  ياد مي گيرند از قوانين  تبعيت  کنند، به  همان  شيوه  هم  ياد مي گيرند که  کج رفتار بشوند. بنابراين  سادرلند معتقد شده  است  که  کج رفتاري  را با اصول  يادگيري  اجتماعي  بهتر مي توان  تبيين  کرد تا با اصول  روان شناختي  مرضي .

گليزر و هويت پذيري  افتراقي

 دانيل  گليزر مدعي  است  که  نظريه  سادرلند رويکردي  ماشين  انگارانه  به  کج  رفتاران  دارد و چنين  مي پندارد که  تعامل  با کج رفتاران  شخص  را به  طور مکانيکي  وادار به  درگير شدن  در امور کج رفتارانه  مي کند. با اين  کار قابليت هاي  تصميم سازي  و پذيرش  نقش ، فرد ناديده  گرفته  شده  است . گليزر در تلاش  براي  اصلاح  اين  تصوير ماشين  انگارانه  از کج  رفتاران ، اظهار داشته  است  که  تعامل  با کج رفتاران  (واقعي  يا مجازي ) به  خودي  خود ضرري  ندارد مگر اينکه  به  حدي  برسد که  فرد خو را با کج رفتاران  يکي  بداند و از آن ها هويت  بگيرد (گليزر، 1956).

بنابراين  به  نظر مي رسد که  گليزر از نشست  و برخاست  افراد با کج رفتاران  در جهان  واقع  يا در کتاب ها و فيلم ها، در صورتي  که  کسي  از آن ها هويت  نپذيرد و با آن ها به  عنوان  الگو و قهرمان  خود برخورد نکند، هراسي  ندارد، چون  پيوند افتراقي  را کج رفتار ساز نمي داند و علت  اصلي  کج رفتاري  را دخالت  متغير سوم  يعني  هويت پذيري  از کج رفتاران  يا هويت پذيري  افتراقي  مي داند.

برگس  و ايکرز و تقويت  افتراقي

 رابرت  برگس  و رانلد ايکرز براساس  نظريه  تقويت  در روان شناسي  که  مي گويد ادامه  يا توقف  هر نوع  رفتاري  بستگي  به  تشويق  يا مجازات  دارد، يعني  تشويق  موجب  ادامه  رفتاري  خاص  و مجازات  باعث  توقف  آن  خواهد شد، نظريه  سادرلند را مورد سؤال  قرار داده اند.

به  بيان  ديگر اين  دو مدعي اند که  صرف  پيوند با کج رفتاران  کسي  را کج رفتار نمي کند بلکه  همين  افراد کج رفتاري  را در صورتي  که  نسبت  به  همنوايي- با مقدار فراواني  و احتمال  بيشتر - رضايت بخش تر باشد، به  همنوايي  ترجيح  خواهند داد.

برگس  و ايکرز براساس  قانون  نيروي  تقويت  افتراقي  مي گويند که  اگر تعداد عواملي  نيروهاي  تقويت  کننده  توليد کنند، آن  عاملي  بيشترين  احتمال  وقوع  را دارد که  بيشترين  تقويت  کننده  را به  لحاظ  مقدار، فراواني  و احتمال  توليد کند (برگس  و ايکرز، 1966). بنابراين  از نظر اين ها دخالت  متغير سوم  يعني  تقويت  افتراقي ، در فضاي  پيوند افتراقي ، علت  اصلي  کج رفتاري  است .

در رويکرد اثبات گرايي  کج رفتاري  را پديده اي  واقعي ، عيني  و جبري  بداند، سه  دسته  مهم  نظريه ها در چنين  پارادايمي  قابل  تشخيص  و تفکيک اند:

(1) نظريه  فشار، (2) نظريه  يادگيري  و (3) نظريه  کنترل  که  به  ترتيب  معرفي  مي شوند.

 نظريه هاي  فشار

 سؤال  اصلي  در نظريه  فشار مثل  هر نظريه  ديگري  در پارادايم  اثبات گرايي  اين  است  که  چرا مردم  کج رفتاري  مي کنند و پاسخ  کلي  اين  نظريه  به  اين  سؤال ، اين  است  که  عواملي  در جامعه  وجود دارند که  برخي  مردم  را تحت  فشار قرار مي دهند و آنان  را مجبور به  کج رفتاري  مي کنند (اگنيو، 1995). رابرت  مرتن  اين  فشار را ناشي  از عدم  توانايي  شخص  در دستيابي  به  اهداف  مقبول  اجتماعي  مي داند، آلبرت  کوهن  ناکامي  در رسيدن  به  جايگاه  بالا در جامعه  را عامل  فشار مي شمارد و کلوارد و اُلين  عدم  برخورداري  اشخاص  از فرصت هاي  نامشروع  براي  نيل  به  هدف  وارد کننده  فشار بر افراد و راندن  آنان  به  سوي  کج  رفتاري  مي دانند (تيو، 2001: 17). ذيلاً و به  اختصار به  طرح  چارچوب هاي  اصلي  هر يک  از نظريه هاي  مذکور مي پردازيم .

مرتن  و فرصت هاي  مشروع  افتراقي

 نظر رابرت  مرتن  اين  است  که  جامعه ، فرد را به  کج رفتاري  وادار مي کند. به  بيان  خود او، کج رفتاري  حاصل  فشارهاي  ساختاري  اجتماعي  خاصي  است  که  افراد را به  کج رفتار شدن  مجبور مي کند (مرتن ، 1968، 248-185). به  نظر مرتن ، جوامع  صنعتي  جديد بر توفيقات  مادي  در زندگي  تأکيد دارند که  به  شکل  انباشت  ثروت  و تحصيلات  علمي  بعنوان  مهمترين  اهداف  زندگي  شخص  و معيارهاي  منزلتي  تجلي  مي کنند. دستيابي  به  اين  اهداف  مقبول  اجتماعي  نياز به  ابزارهاي  مقبولي  هم  دارد که  البته  از دسترس  جمعي  از افراد جامعه  خارج  است ، يعني  جامعه  طوري  ساخت  يافته  که  طبقات  فرودست ، فرصت هاي  کمتري  براي  تحقق  آرزوهاي  خود دارند، در نتيجه  چون  اين  اهداف  به  آرمان هاي  اصلي  زندگي  همه  افراد (فقير و غني ) تبديل  شده  آنکس  هم  که  دسترسي  به  ابزار مشروع  ندارد، تحت  فشار جامعه  براي  دستيابي  به  آن ها از ابزار نامشروع  استفاده  مي کند.

 البته  مرتن  تأکيد دارد که  واکنش  همه  افراد نسبت  به  فشارهاي  وارده  اجتماعي  به  علت  دسترسي  نداشتن  به  فرصت هاي  مشروع  براي  تحقق  اهداف ، مشابه  نيست  و همه  فرودستان  براي  دستيابي  به  اهداف  مقبول  اجتماعي  کج رفتاري  نمي کنند و هرکس  به  طريقي  خود را با محيط  سازگار مي کند. بنظر وي  دسته اي  از فرودستان  نوآورند و در سازگاري  نابهنجار خود با محيط  (که  موضوع  اصلي  نظريه  فشار است ) از ابزارهاي  نامشروع  بهره  مي گيرند.

گروهي  از افراطيون  و انقلابيون  نيز در مقابل  اهداف  و ابزار مشروع  دست  نيافتني  موجود اجتماعي  طغيان  کرده  و اهداف  و ابزار جديدي  را براي  تغيير ساختار اجتماعي  معرفي  مي کنند،عده اي  نيز به  ناچار از اهداف  مقبول  و ابزار مشروع  اجتماعي  دستيابي  به  آن ها دست  شسته  و از جامعه  کناره  مي گيرند. اين  سه  گروه  نوآوران ، طغيان گران  و کناره گيران  در سازگاري  خود با محيط  و جامعه اي  که  امکان  دسترسي  آن ها را به  ابزار مشروع  و مقبول  اجتماعي  محدود ساخته ، کج رفتاري  و هنجارشکني  را برگزيده اند (مرتن ، 1968: 210-190).

 کوهن  و ناکامي  منزلتي

 کوهن  مدعي  است  که  فرزندان  طبقات  فرودست  که  مثل  ديگر هم  سن  و سالان  خود از طبقات  متوسط  جامعه  به  مدرسه  مي روند و در آنجا با ارزش هاي  طبقات  متوسط  آشنا و طالب  منزلت هاي  اجتماعي  مقبول  (و هواخواه  اهداف  مشروع  اجتماعي  موردنظر مرتن ) مي شوند، در رقابت  با همکلاسان  طبقات  بالاتر خود، در مي مانند، ناکام  و تحقير مي شوند و مي بازند.

به  نظر کوهن ، اين  فرزندان  شکست  خورده  محروم  از مدارس  مروج  ارزش هاي  طبقات  برخوردار به  همسايگي هاي  محروم  خود بازمي گردند و براي  جبران  ناکامي  خود در رقابت  براي  دست يابي  به  منزلت ، «خرده  فرهنگ » بزهکاري اي  تأسيس  مي کنند که  نظام  ارزشي  آن  درست  نقطه  مقابل  نظام  ارزشي  طبقات  برخوردار و فعاليت  و رقابت  در آن  براي  آن ها ثمربخش  است  (کوهن ، 1955).

 از نگاه  کوهن ، ناهمسازي  اهداف  و ابزار موردنظر مرتن  به  خودي  خود به  کج رفتاري  نخواهد انجاميد، جز اينکه  متغير مداخله گري  چون  سرخوردگي  و ناکامي  منزلتي  به  معادله  اضافه  شود.

به  بيان  ديگر کوهن  و مرتن  هر دو فرض  کرده اند که  اعضاء طبقه  پايين  بيش  از ديگران  احتمال  دارد که  در فعاليت هاي  نابهنجار مشارکت  کنند، چون  جامعه  نمي تواند به  آن ها کمک  کند که  به  آرزوهاي  خود دست  يابند. بنابراين  اگر مرتن  مدعي  بود که  شکاف  بين  اهداف  و ابزار موجب  کج رفتاري  است ، کوهن  مي گويد شکاف  بين  اهداف  و ابزار به  واسطه  ناکامي  منزلتي  موجب  کج رفتاري  مي شود (کوهن ، 1995).

 کلوارد و الين  و فرصت هاي  نامشروع  افتراقي

 کلوارد و الين  هم  مدعي اند که  فرض  مرتن  در مورد کمتر بودن  فرصت هاي  مشروع  طبقات  محروم  براي  دست يابي  به  اهداف  مقبول  اجتماعي  درست  است  اما اينکه  فرض  کرده  است  که  اين  افراد در مواجهه  با نبود فرصت هاي  مشروع  به  طور خودکار و موفقيت آميزي  کج رفتاري  مي کنند، درست  نيست، چون  اعضاء طبقات  فرودست  پس  از مواجهه  با فرصت هاي  مشروع  افتراقي  با فرصت هاي  نامشروع  افتراقي  هم  مواجه  مي شوند.

به  بيان  ديگر بسياري  از اعضاء طبقات  محروم  حتي  در طبقه  خود، فرصت  کمتري  از بقيه  دارند که  از طرق  نابهنجار به  موفقيت  نائل  شوند، بنابراين ، درست  است  که  برخي  اعضاء طبقه  پايين  براي  ارتکاب  کج رفتاري  تحت  فشارند، اما لزوماً نمي توانند کج رفتاري  کنند، چون  از فرصت هاي  (ابزار) نامشروعي  که  براي  کج رفتاري  لازم  است  بي بهره اند (کلوارد و الين ، 1960).

 به  نظر اين  دو، فرصت هاي  نامشروع  از طريق  عضويت  در سه  خرده  فرهنگ  (1) جنايي ، (2) تضاد و (3) کناره گيري  به  دست  مي آيند. عضويت  در خرده  فرهنگ  جنايي ، جوانان  طبقات  محروم  را با انواع  سرقت  که  از طريق  آن  مي توان  به  هدف  رسيد آشنا مي کند و بسياري  از اين  جوانان  عضو اين  خرده  فرهنگ  نيستند و از فرصت هاي  نامشروع  آن  هم  سهمي  ندارند. عضويت  در خرده  فرهنگ  تضاد هم  خاص  جواناني  است  که  گردن  کلفت  و بزن  بهادر باشند و بتوانند در گنگ  بزهکاران  جايگاهي  براي  خود دست  و پا کنند و آنانکه  چنين  ويژگي هايي  ندارند خودبخود واجد شرايط  عضويت  نيستند. به  نظر کلوارد و الين  عضويت  در خرده  فرهنگ  کناره گيران ، خاص  کساني  است  که  به  مصرف  مواد مخدر علاقمندند و چون  نتوانسته اند به  عضويت  در دو خرده  فرهنگ  ديگر - جنائي  و تضاد - درآيند و جايگاه  و توفيقي  هم  چه  در دنياي  بزهکاران  و يا در جهان  همنوايان  نيافته اند، آنان  را «شکست  مضاعف » ناميده اند.

 خلاصه  آنکه ، کلوارد و الين  هم  مثل  کوهن ، اصل  فرض  مرتن  در مورد شکاف  اهداف  و ابزار و ارتباط  آن  با کج رفتاري  را پذيرفته اند اما مدعي اند که  اين  شکاف  با دخالت  متغير «فرصت هاي  نامشروع  افتراقي » به  کج رفتاري  مي انجامد (تيو، 2001: 23-21).

انواع راهبردها و استراتژی‌های پیشگیری‌ از اعتیاد

تاکنون‌ راهبردها و استراتژی‌های گوناگونی برای پیشگیری از مصرف مواد مخدر طراحی شده است که هدف همه آن‌ها اعتیادزدایی است. اعتیاد پدیده‌ای چند بعدی است که برخاسته از شرایط ساختاری علل ارتباطی و ویژگی‌های فردی است، لذا استراتژی‌ها و راهبرد‌های اعتیادزدایی و پیشگیری نیز به ناچار با تغییرات ساختاری، تغییر ویژگی‌هایی فردی و شرایط اجتماعی امکان‌پذیر است.

راهبردها و استراتژی‌های پیشگیری از مصرف مواد مخدر، برنامه‌ها، طرح‌ها و روش‌هایی هستند که به دنبال اهدافی از قبیل استفاده نکردن جامعه از داروهای اعتیادآور، کنترل عوارض وحشتناک مربوط به اعتیاد و دور نگه داشتن جامعه از خطرات ناشی از اعتیاد و آسیب‌های ناشی از آن است.

استراتژی‌های پیشگیری از مصرف مواد مخدر برخاسته از تجربیات کشورهای مختلف و دارای مبانی متفاوتی است. بنابراین هرگونه صحبت و بحث بر روی یک راهبرد واحد ممکن است جنبه‌های تاثیرگذار دیگر را در نظر نداشته باشد. در راهبرد‌های اجتماعی، کنترل اعتیاد، عوامل گسترده‌ای شامل وضعیت قوانین مربوط به اعتیاد، منابع تولید مواد، میزان دسترسی، هزینه مواد، میزان پذیرش مصرف مواد در جامعه، عادات سنتی و بومی، عوامل اقتصادی و فرهنگی و موارد دیگری نقش دارند و از طرفی میزبان یا فرد بیمار به صورت فعالانه اقدام به دریافت مواد می‌کند.

بنابراین تنها برخورد با عامل تولید و توزیع مواد مخدر کافی نیست و لازم است که افراد در معرض اعتیاد نیز بازپروری و واکسینه شده و شرایط محیطی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز به گونه‌ای تغییر یافته تا امکان بروز اعتیاد منتفی گردد. فرض بنیادی راهبردهای پیشگیرانه‌ این است که پیشگیری از سوء مصرف مواد راحت‌تر، کم هزینه‌تر و موثرتر از درمان است.

الف) راهبرد پیشگیری از اعتیاد بر مبنای الگوی پیشنهادی گرانت و گاسوپ (Gossip & Grant)
این راهبرد شامل سه بخش اصلی و مهم است:

۱) سطوح پیشگیری

۲) راهبردهای اجرایی در پیشگیری

۳) مکان‌های ارائه آموزش و اطلاع رسانی

۱) سطوح پیشگیری:

سطوح پیشگیری از اعتیاد در واقع به سه سطح تقسیم می‌شود:

۱ـ۱) پیشگیری اولیه:

آن دسته از سیاست‌ها و برنامه‌هایی که در راستای جلوگیری از وقوع بروز مشکلات طراحی می‌شوند را "پیشگیری اولیه" می‌گویند. برای موفقیت در پیشگیری اولیه باید سازوکارهای ایجاد کننده اعتیاد و عوامل خطرساز را شناخت و با روش‌های موثر نسبت به کنترل آن اقدام نمود.

البته اگرچه ممکن است در پیشگیری اولیه امکان شناخت علمی عوامل ایجاد کننده اعتیاد وجود نداشته باشد ولی می‌توان با شناخت برخی از عوامل مهم، حرکت را شروع کرد. برای انجام پیشگیری اولیه باید از روش‌های سه‌گانه حذف عامل تولید و توزیع مواد مخدر، کنترل شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و تقویت مقاومت در فرد معتاد، اقدام نمود که انتخاب شیوه‌های مناسب بستگی به واقعیت‌های موجود جامعه دارد. آموزش و اطلاع‌رسانی به جامعه یکی از مهمترین اقدامات به منظور تغییر اعتقاد و نگرش مردم نسبت به مواد مخدر است.

۲ـ۱) پیشگیری ثانویه:

هدف از انجام پیشگیری ثانویه این است که میزان شیوع مشکل را در جامعه کاهش داد و از طرفی نسبت به شناسایی افراد معتاد اقدام نمود. هدف از انجام این نوع پیشگیری این است که میزان آسیب وارده به فرد و یا جامعه حتی المقدور محدود شود. برای رسیدن به موقعیت در این مرحله باید با ساز و کارهایی نسبت به شناسایی افراد معتاد اقدام نموده و به درمان مناسب، کم هزینه و آسان آنان اقدام کرد.

۳ـ۱) پیشگیری نوع سوم (ثالثیه):

هدف از این نوع پیشگیری آن است که بتوان به تامین، حفظ و ارتقای فعالیت معتاد و بازپروری او اقدام کرد. ایجاد شبکه‌های حمایتی از افراد معتاد درمان شده، سازمان‌دهی برنامه‌های گسترده و موثر پیگیری این افراد، جلوگیری از ایجاد اثرات منفی ناشی از محل نگهداری از معتادان، جلوگیری از برچسب خوردن افراد معتاد در جامعه و در نهایت سازمان‌دهی امکانات و بازتوانی شغلی این افراد در این مرحله ضروری است، هدف اصلی این نوع از پیشگیری، کمک به افرادی که ترک کرده‌اند، است تا این‌که دوباره به اعتیاد روی نیاورند.

۲) راهبردهای اجرایی در پیشگیری از اعتیاد:

راهبردهای اجرایی در اکثر نقاط عمدتاً‌ بر عامل پخش و توزیع مواد و تا اندازه‌ای محیط متمرکز است و کمتر به جمعیت در معرض خطر توجه می‌کند، راهبردهای اجرایی برای پیشگیری متنوع و متفاوت هستند که برخی از آن‌ها عبارتند از:

۱ـ۲) کنترل تولید و توزیع مواد مخدر:

اقدامات گسترده‌ای در اکثر کشورها به این منظور انجام می‌شود که عمده‌ترین آن قانون‌گذاری به وسیله دولت‌ها و رعایت کنوانسیون‌های بین‌المللی است. برای اجرای قوانین هم سازمان‌های اجرایی متعددی طراحی شده‌اند تا از قوانین حمایت و موجبات اجرای آن را فراهم آورند. بسیاری از دولت‌ها این حرکت و راهبرد را بهترین پاسخ دولت‌ها در جهت اقدام‌های پیشگیری از اعتیاد می‌دانند.

۲ـ۲) اقداماتی در جهت کاهش مصرف و تمرکز بر عامل میزبان که شامل آموزش است:

این آموزش‌ها علاوه بر آموزش افراد در زمینه مشکلات ناشی از مصرف مواد باید بر اصلاح برخی از کمبودهای شخصی و عوامل زمینه‌ساز اعتیاد تکیه داشته باشد تا بدین وسیله بتوان کمبود‌ها را در افراد برطرف نموده و تمایل به استفاده از داروها را کاهش داد.

عمده‌ترین موارد مطرح شده در این روش عبارتند از: ایجاد اعتماد به نفس در افراد، مشخص کردن و تعریف نمودن ارزش‌های انسانی و شخصیتی برای افراد، ایجاد قدرت تصمیم‌گیری، آموزش مهارت‌های مربوط به قدرت تطابق با محیط و کاهش اضطراب، آموزش مهارت‌های مربوط به حل مشکل، آموزش مهارت‌های مربوط به ایجاد رابطه سالم با دیگران و در نهایت آموزش شناخت فشارهای اجتماعی و نحوه پاسخ‌گویی به این قبیل فشارها.

۳) مکان‌های ارائه آموزش و اطلاع‌رسانی:

سومین راهبرد پیشگیری از مصرف مواد که گرانت و گاسوپ از آن بحث می‌کنند مکان‌های ارائه آموزش و اطلاع‌رسانی را شامل می‌شود:

۱ـ۳) آموزش در مدارس:

کلاس درس یک محیط مناسب برای ایجاد ارتباط میان افراد جوان بوده و از بسیاری جهات محیطی مناسب برای ارائه اطلاعات است. در این محیط لازم است علاوه بر تعلیم معلمان مدارس از روش‌های آموزشی استاندارد و مناسب استفاده نمود. هم‌چنین استفاده از افرادی که در گذشته معتاد بوده و اکنون ترک کرده‌اند و با افرادی که برای دانش‌آموزان در حکم الگو هستند دارای اثرات مفیدی است.

۲ـ۳) آموزش از طریق رسانه‌ها:

استفاده از رسانه‌ها این امکان را فراهم می‌کند تا بتوان به افرادی دسترسی پیدا کرد که دسترسی به آن‌ها با سایر روش‌ها ممکن نیست. این روش دارای بیشترین اثربخشی است و هیچ روشی قادر نیست تا این اندازه مخاطب داشته باشد.

هر چند که نطقه ضعف این روش این است که پیام‌ها عمدتا یک طرفه ارسال می‌شود و امکان ارتباط دوطرفه مقدور نیست، لذا این روش قادر به افزایش دانش مخاطبان شده، ولی توانایی آن در ایجاد تغییرات در رفتار و نگرش مخاطبان در مورد مواد اعتیادآور جای تردید است، به هر حال نتایج خوبی در زمینه مبارزه با مصرف سیگار در بسیاری از کشورها داشته است.

جهت اثربخشی هر چه بیشتر لازم است ارسال پیام، از طریق رسانه‌ها به ویژه صدا و سیما مواردی از قبیل شناخت مخاطبان، عدم تبلیغات بیش از اندازه، تنوع در استفاده از افراد الگو اعم از شخصیت‌های علمی، مذهبی، ورزشی و سینمایی را رعایت کرد.

۳ـ۳) آموزش در محیط کار:

محیط کار نیز فضای مناسبی برای ایجاد ارتباط با عده قابل توجهی از افراد است. در این مراکز می‌توان از روش‌های مختلفی هم‌چون استفاده از پوسترها، بروشورها، نمایش فیلم، ارائه اطلاعات با سیستم پستی، برگزاری سخنرانی، سمینارها، کارگاه‌ها و بحث در گروه‌های کوچک استفاده نمود.

بدون شک محتوای برنامه‌های آموزشی در محیط کار علاوه بر افزایش میزان دانش و اطلاعات در مورد مواد اعتیاد‌آور و خطرات ناشی از آن می‌تواند در رابطه با عوامل خطرساز، ارائه یک الگوی زندگی مثبت و مفید و تقویت مهارت‌های مواجهه با استرس و فشارهای زندگی نیز موثر باشد.

۴ـ۳) استفاده از روش‌های جایگزین در جهت تغییر شرایط محیط کار:

در این روش آن گروه از رفتارها و شرایط اجتماعی که در تضاد با مصرف مواد اعتیادآور هستند، مورد حمایت قرار می‌گیرند. به عنوان نمونه راه‌اندازی یک مرکز ورزشی و تفریحی برای پر کردن اوقات فراغت در مناطق آسیب‌پذیر، سازمان‌دهی مسابقات ورزشی در مدارس آسیب دیده و ایجاد الگوهای شغلی و فرصت‌های اجتماعی برای افرادی که ترک تحصیل کرده‌اند را می‌توان نام برد.

۵ـ۳) آموزش در خانه و جامعه:

مخاطبان در خانه و جامعه، بر خلاف برنامه‌های آموزشی فوق مثل آموزش در محیط کار و مدرسه، مجبور به حضور در برنامه‌های آموزشی نیستند و لذا باید با اقدام‌های ویژه‌ای مشارکت عمومی جامعه و خانواده‌ها را جلب کرد.

در این خصوص می‌توان به صورت مکاتبه‌ای و به طور پیوسته اطلاعات لازم در مورد مواد اعتیادآور، نحوه شناخت و برخورد با معتاد و علایم اعتیاد را به پدر و مادر ، مراکز مذهبی و مساجد، باشگاه‌های ورزشی و جلسات اولیا و مربیان در مدارس ارائه کرد. به ویژه در صورت سازمان‌دهی گروه‌های داوطلب این اقدامات موثرتر خواهد بود به نحوی که امروز نقش گروه‌های داوطلب در مبارزه با اعتیاد به ویژه سازمان‌های جوان، از خانواده‌ها بیشتر است.

ب) راهبرد‌های پیشگیری از سوء مصرف مواد از نظر محتوایی؛ باتوین و همکاران (Botvin et.al)
راهبرد باتوین و همکارانش به پنج راهبرد تقسیم می‌شود که در زیر به توضیح هر یک پرداخته خواهد شد.
۱) رویکرد پرورش عاطفی (emotional nurture approach):

رویکرد پرورش عاطفی شامل افزایش عزت نفس، اتکا به خود، تصمیم‌گیری مسئولان، رشد روابط بین فردی و استفاده کم یا استفاده نکردن از اطلاعات در مورد مصرف مواد است و به وسیله دستورالعمل آموزشی، بحث گروهی و فعالیت‌های آموزشی، هم اندیشی و روان درمانی گروهی اجرا می‌شود.

۲) رویکرد نفوذ اجتماعی (social influence approach):

این راهبرد شامل افزایش آگاهی از فشار اجتماعی برای مصرف مواد مخدر، افزایش دانش در مورد پیامدهای کوتاه مدت مصرف مواد در اثر فشار همکیشان و پایه‌گذاری هنجارهای مصرف نکردن مواد است که به وسیله بحث کلاسی و گروهی، آموزش مهارت‌های مقابله، تمرین رفتاری، روش‌های جرات‌آموزی، بسط تمرینات از طریق تکالیف و استفاده از رهبران همتا و همسال در برنامه‌ریزی‌ها و برنامه‌های آموزشی امکان‌پذیر می‌شود.

۳) رویکرد جایگزین یا بدیل (Alternative approach):

این رویکرد شامل ارائه کردن فعالیت‌های جایگزین مصرف مواد و کاهش احساس بی‌حوصلگی یا بی‌گانگی است. برنامه‌هایی مانند تاسیس مراکز جوانان، فعالیت‌های تفریحی و ورزشی، شرکت در طرح‌های سرویس جامع و آموزش حرفه‌ای، این رویکرد را عملی می‌سازد.

۴) رویکرد نشر اطلاعات (information dissemination approach):

رویکرد نشر اطلاعات منجر به افزایش آگاهی در مورد مواد مخدر، آثار آن‌ها، پیامد‌های مصرف مواد، تقویت نگرش‌های ضد مصرف مواد می‌شود. رویکرد نشر اطلاعات به وسیله دستورالعمل‌های آموزشی، بحث‌های گروهی، نمایش فیلم، نمایش مواد مخدر، پوستر، جزوه و برنامه‌های آموزشی والدین اعمال می‌شود.
۵) رویکرد نفوذ اجتماعی و افزایش توانایی (engrafted social influence and enhancement of abilities):
افزایش توان تصمیم‌گیری، تغییر رفتار شخصیتی، کاهش اضطراب، افزایش مهارت‌های اجتماعی و ارتباط و کاربرد مهارت‌های عمومی برای مقابله با فشار اجتماعی از برنامه‌های این رویکرد است.